شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - درآمدى بر برهان وصل و فصل
در اين باره بوده است كه آيا اجسام خارجى داراى اجزاء بالفعل هستند يا اينكه وجود آنها يكپارچه است و بالفعل اجزائى ندارند؟
برخى قائل شدهاند به اينكه يكپارچگى اجسام خارجى، امرى موهوم و پندارى است و از خطاى حسّ سرچشمه مى گيرد. اجسام، در واقع مركّب از اجزائى هستند كه كنار هم چيده شدهاند و واحد و يكپارچه نيستند.
به طور مثال وقتى به يك صفحه كاغذ مى نگريم چنين مى پنداريم كه واحد و يكپارچه است. در حالى كه اينگونه نيست. در حقيقت ذرّات ريزى كنار هم چيده شدهاند كه هر يك از آنها خودْ يك واحد جسم اند. و جسم حقيقى در واقع آنها هستند. به طور مسامحه اى به مجموع آنها جسم اطلاق مى شود. شبيه آنچه امروز درباره مولكولها و اتمها گفته مى شود.
حكماى پيشين به چيزى نظير نظريه مولكولى و اتمى قائل بودند. البته، در ميان كسانى كه معتقدند اجسام داراى اجزاء بالفعل هستند، اختلاف نظرهايى وجود دارد:
١ـ برخى از متكلمين اسلامى و معتزله معتقدند: اين ذرات جسم كه جسم حقيقى هستند، هيچگونه حجمى ندارند بلكه هيچگونه امتدادى ندارند و اين همان نظريه جوهر فرد و جزء لايتجزى است كه عقلا و خارجاً تجزيه نمى پذيرد.
٢ـ بيشتر حكمايى كه سخنانشان در اين باره مورد توجه قرار گرفته است همچون ذيمقراطيس و ديگران بر اين باورند كه اجسام از ذرّاتى تشكيل شدهاند كه آنها گرچه در خارج قابل تجزيه نباشند و وسيله اى براى شكستن آنها نباشد و همانند اتم[١] نشكن باشند؛ امّا، قوّه واهمه و نيز قوّه عقل مى تواند براى آنها اجزائى در نظر بگيرد. از اين رو، آنها قابل تجزيه ذهنى و وهمى هستند. زيرا، هر يك از آنها بعد دارند و داراى امتداد مى باشند.
صاحبان اين نظريه نيز اقوال گوناگونى دارند:
الف ـ برخى معتقدند كه اين اجزاء صغارى كه نشكن هستند يك رنگ و يكنواخت اند و اختلاف اجسام به دليل اختلافى است كه در نحوه چينش آنها وجود دارد.
[١] گفته مى شود «اتم» هم در اصل به معناى نشكن است. «اَ» حرف نفى است و اتم به معناى ناشكن است.