شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - مقوّمات و عوارض جسم
ما هو، ثمَّ سائرُ الأبعادِ المفروضةِ فيه بينَ نهاياتِهِ و نهاياته ايضاً و اَشْكالُه و أَوْضاعُه امورٌ ليست مقولةً له، بل هى تابعةٌ لجوهره. و ربّما لَزِمَ بعضَ الأجسامِ شىءٌ منها او كلّها، و ربّما لم يَلْزَمْ بعضَ الأجسام شىء منها أَوْ بعضُها.
و لَوْ اَنَّكَ اَخذْتَ شَمْعةً فشكّلتَها بشكل افْترضَ لها ابعادٌ بالفعلِ بينَ تلك النهايات معدودة مقدرة محدودة، ثُمَّ اذا غَيَّرتَ ذلك الشَّكلَ لَمْ يَبْقَ شىءٌ منها بالفعلِ واحداً بالشخصِ بذلك الحّدِ و بذلك القدرِ، بل حَدَثَتْ ابعادٌ اُخرى مخالفةٌ لتلك بالعددِ، فهذه الأبعادُ هى الَّتي مِنْ بابِ الْكّمِ.
مقوّمات و عوارض جسم
از مباحث پيشين اين نتيجه به دست آمد كه جسم عبارت است از جوهرى كه صورتش بيانگر فصل است. در اين تعريف، جوهر جانشين جنس است؛ و فصلِ آن، عبارت است از اين ويژگى كه امكان فرض خطوط سه گانه متقاطعه در جسم، وجود داشته باشد. اين ويژگى، همان فصل جسميّت است. ماهيّت جسم يعنى آنكه قوام جسميّتش به آن است، همان اتصال صورى و صورت اتصال جوهرى و يا ثِخَنِ جوهرى است. امّا ساير امور همچون ابعاد، خطوط، نهايات، سطوح و... اينها عوارض و لوازمى هستند كه بعد از تماميّت ماهيّت شىء و تقوّم و تحصّل آن بر شىء عارض مى گردد.
همچنين، ساير ابعادِ فرض شده بين مبدء و منتهاى جسم، هيچكدام مقوّم ماهيّت جسم نيستند. بلكه بعد از تحصّل تامّ جسم، اين اعراض و اشكال و لوازم، تحقق پيدا مى كنند. مصنّف در اينجا تصريح مى كند كه گرچه اعراض تابع جوهر جسم اند امّا اين، بدان معنا نيست كه همه آنها بايد در هر جسمى وجود داشته باشند. بلكه ممكن است يك جسم، بيشتر از يك سطح نداشته باشد. يعنى برخى از خصوصيات ياد شده، لازمه بعضى از اجسام هستند.
نكته: صدرالمتألهين(رحمه الله) در مورد اين جمله «و ربما لزم بعض الأجسام شىء منها او كلّها» تصريح كرده است[١] كه كلمه «كلّها» بايد بر «بعض الأجسام» عطف
[١] ر.ك: تعليقه صدرالمتألهين بر الهيات شفاء، ص ٥٢ ـ ٥١.