شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥٥ - مقياس سنجش يك جنس، ضرورتاً مقياس همه انواع آن نيست
نيازمند يك واحد و مقياس ديگرى است. بايد با درجات قوسى سنجيده شود. نمى توان از همان واحدى كه براى اندازه گيرى طول مستقيم استفاده مى شود براى اندازه گيرى طول منحنى نيز استفاده كرد. البته، مسامحتاً گفته مى شود كه طول اين خط منحنى فرضاً چند متر است! امّا، اين نوع اندازه گيرى دقيق نيست. اگر بخواهيم به طور دقيق اندازه آن را بشناسيم بايد واحدى را متناسب با نوع خودش تعيين كنيم.
در مساحت نيز مطلب از همين قرار است. به طور معمول، مساحت را با متر مربع مى سنجند. امّا، اگر مساحت، مستدير باشد چنانكه بخواهند مساحت كره را بشناسند بايد از واحد اندازه گيرى متناسب استفاده كنند؛ وگرنه، به كاربردن متر مربع براى تعيين اندازه آن، مسامحه آميز است.
بنابراين، براى اندازه گيرى اشياء، نمى توان واحد جنس را براى انواع آن در نظر گرفت. زيرا، اگر همه انواع طول را با يك مكيال و يك مقياس بسنجيم شناخت صحيحى از اندازه آنها بدست نمى آوريم. چه، ممكن است يك نوع، مباين نوع ديگر باشد. در اين صورت، بايد براى سنجش هر يك از آنها، از مقياس متناسب استفاده نمود. به طور مثال، دو خط وجود دارد كه يكى مباين با ديگرى است. اگر ما واحد اندازه گيرى را وَجَبَ قرار دهيم، براى سنجش خطّ لزوم به كارگيرى مقياس متناسب در اندازه گيرى
منحنى، دقيق نخواهد بود. اين تباين در جاهاى ديگر نيز وجود دارد. چنانكه يك سطح با سطح ديگر مباين است. جسمى با جسم ديگر هم مباين است. در نتيجه، براى دقت بيشتر در اندازه گيرى، لازم است پس از آنكه براى يك جنس مكيالى را در نظر گرفتيم، آن را به انواعى تقسيم كنيم و براى هر نوعى يك مكيال خاص در نظر بگيريم.
سخن مذكور درباره حركت نيز جارى است. زيرا، ممكن است حركتى با حركت ديگر مباين باشد. چنانكه ممكن است زمانى با زمان ديگر مباين باشد.
بنابراين، بايد براى هر چيزى مقياسى متناسب با خودش در نظر گرفت. فرضاً سنجيدن پنبه و جيوه با يكديگر مناسب نيست. ثقل آن دو با هم فرق دارد. در رياضيات اينگونه مباحث، با تفصيل بيان شده است.