شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥٤ - مقياس سنجش يك جنس، ضرورتاً مقياس همه انواع آن نيست
معينى ندارد. از اين رو، براى تعيين مقدار حروفِ "مد"، حرفِ مصوّتِ مقصور را به عنوان "واحد" در نظر مى گيرند. يعنى نخستين حرف مدّى را كه با كمترين امتداد تحقّق مى يابد، به عنوانِ مقياس قرار مى دهند.
حرف ساكن: همچنين حرفِ ساكن را مقياس حرفِ متحرك مى انگارند. زيرا، حرف متحرك در واقع بسان دو حرف است: يكى خودِ حرف؛ و ديگر حركتِ آن! به طور مثال: "ب" ساكن را مقياس براى «ب» متحرك، قرار مى دهند.
مقطّع مقصور: مقطّع مقصور نيز يكى از مقياس هاى اندازه گيرى است. چنانكه در علم "عروض" تقطيعاتى وجود دارد كه وزنهاى اشعار را با هم مى سنجند. به طور مثال: فَعُولٌ فعول فَعُول فَعُول، تقطيعاتى است كه براى سنجيدن وزن اشعار با هم، به كار مى رود. در اين موارد نيز كوچكترين و كوتاهترين مقطّعى كه از اين تقطيعات حاصل مى شود واحد قرار مى گيرد. "مقطّع مقصور" به همين معنا است.
همانگونه كه در زمينه اين بحثها ملاحظه شد بسيارى از "واحد"ها تعيّن يقينى و ضرورى ندارند. اينها تابع قرارداد مى باشند. چنانكه مى توان اينگونه "واحد"ها را "شبر" (وَجَب) يا «ذراع» قرار داد؛ امروزه، متر را مقياس قرار مى دهند. در اين موارد، ضرورت حكمفرما نيست. ضرورتى ندارد كه واحد "وزن" به طور مثال، درهم باشد يا نخود! امروزه، واحد وزن را "گرم" قرار مى دهند.
مى توان به جاى واحدى كه در يك مورد مقياس قرار داده شده، واحد كوچكتر يا واحد بزرگترى را برگزيد.
مقياس سنجش يك جنس، ضرورتاً مقياس همه انواع آن نيست
اگر براى يك جنس كه انواع متباينى دارد واحد و مقياسى قرار داده شود همه انواع مندرج در تحت آن، با آن مقياس سنجيده نمى شود. به طور مثال، اگر واحد سنجش طول را وَجَب يا متر قرار دهيم نمى توانيم همه انواع طول را با آن بسنجيم. زيرا، طول داراى انواعى است: چنانكه طول مستقيم و طول منحنى، دو نوع مستقل از انواع طول به شمار مى روند. طول منحنى را نمى توان دقيقاً با مقياس متر سنجيد. حتى با مقياس ميلى متر نيز قابل سنجش دقيق نيست. اين نوع از طول،