شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٨ - شرط دوّم مكيال، اظهريت و قابليت دسترسى است
درخت را بدست آوريم، و بدانيم كه محصول اين درخت، چند برابر محصول درخت ديگر است؛ از واحدى استفاده مى كنيم كه خودِ طبيعت آن را در اختيار ما مى گذارد. چنانكه هر گردو، واحدى است كه طبيعت آن را ساخته و پرداخته است. همچنين در مورد جاليز كه چند خربزه يا چند هندوانه دارد، واحد و مقياس تعداد آن در طبيعت نهاده شده است.
امّا، برخى اشياء، داراى واحد و مقياس اندازه گيرى طبيعى نيستند. از اين رو، لازم است با قرارداد براى آنها واحد اندازه گيرى مشخص كنيم.
بنابراين، اشياء دوگونهاند: الف ـ برخى از آنها داراى واحد طبيعى هستند. مانند يك دانه گردو؛ يا يك دانه خربزه؛ ب ـ برخى ديگر، واحد طبيعى ندارند؛ و نيازمند قرار داد مى باشند. از اين رو، اگر بيشتر از آنچه قرارداد كرده ايم بشود، بيشتر از واحد (مقياس) خواهد بود. و اگر كمتر از آن باشد، به عنوان واحد، تلقى نمى شود. پس، آن واحدى كه تماميّت آن را به عنوان يك واحد فرض كرده ايم، كمتر از آن را به حساب نمى آوريم.
شرط دوّم مكيال، اظهريت و قابليت دسترسى است
وقتى مى خواهيم يك "واحدى" را در نظر بگيريم و آن را مقياس قرار دهيم، بايد واحدى باشد كه در نوع خود در شمار اظهر مصاديق باشد.
به طور مثال، واحد طول چيزى باشد كه قابل دسترسى باشد و زود شناخته شود. چنانكه "وَجَب" از چنين ويژگى برخوردار است. زيرا، وجب چيزى است كه اوّلا در اختيار همه قرار دارد؛ و ثانياً اندازه اش به زودى شناخته مى شود.
بنابراين، واحد در طول، "وجب"[١] است. و در مساحت ها، واحد اندازه گيرى يك وجب در يك وجب است. و دليل اينكه در شرع مقدس نيز مقدار كر سه وجب و نيم در سه وجب و نيم در سه وجب و نيم، معيّن شده است، آن است كه «شبر» يا «وجب» ساده ترين واحدى است كه در اختيار همه قرار دارد. و مى توان با آن اندازه كر را به آسانى مشخص نمود.
[١] ظاهراً در زمان شيخ هنوز "متر" رايج نبوده است. از اين رو، واحد اندازه گيرى طول را "وجب" معرفى مى كند.