شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٦ - شرط نخست براى تعيين مكيالْ هم جنس بودن آن با مكيل است
است؛ بايد يك طولِ كوچكترى را مكيال آن قرار داد. اگر مكيل سطح باشد بايد سطح كوچكترى را مكيال قرار داد. چنانكه اگر حجم است، حجم كوچكترى؛ و اگر وزن است، وزن كوچكترى را.
به هر حال، هر نوع كميتى را در نظر بگيريم، از آن رو كه آن كميت، يك كثرت است كه داراى اجزاء بالقوه يا بالفعل مى باشد؛ مى توان براى آن واحدى را در نظر گرفت. امّا، آن واحد بايد از جنس خودِ آن كثرت باشد.
چنين كثرتهايى كه مشتمل بر واحدى هستند، مى توانند مكيل و واحد آنها قرار گيرند. چه، هر چيزى از آن جهت كه واحد است، مكيال قرار مى گيرد. لكن، واحد هر چيزى و مكيال آن بايد از جنس خودش باشد. هر واحدى را براى هر كثرتى نمى توان مكيال قرار داد. بنابراين، طولها را بايد با واحد طول بسنجيم؛ سطحها را بايد با واحد سطح بسنجيم. چنانكه جسم تعليمى و حجم (مجسّمات) را با حجم كوچكترى اندازه گيرى مى كنيم و بدينسان واحدِ مكعّب را متر مكعب قرار مى دهيم.
و زمان نيز از آن رو كه يك كميّت است، قابل تجزيه به اجزاء مى باشد. و براى اندازه گيرى آن، بايد كميّتش را با زمان ديگرى تعيين كنيم؛ مثلا واحد ساعت را مقياسِ اندازه گيرى آن در نظر بگيريم و بگوييم مقدار آن چند ساعت است.
حركت هم كه داراى امتداد است، قابل تقطيع و تجزيه است. از اين رو، اگر بخواهيم آن را اندازه گيرى كنيم بايد ببينيم اين حركت چند برابر آن حركت است.
همين طور؛ واحد اندازه گيرى در وزنها، وزن است و در الفاظ لفظ است و در حروف، حرف است. يعنى واحد اندازه گيرى هر چيزى از جنس خودش در نظر گرفته مى شود.
وَ قَدْ يُجْتَهَدُ اَنْ يُجْعَلَ الْواحِدُ في كُلِّ شَىْء اَصْغَرَ مِمّا يُمْكِنُ لِيَكُونَ التَّفاوُتُ فيهِ اَقَلَّ ما يَكُونُ، فَبَعْضُ الاَْشْياءِ يَكُونُ واحِدُهُ مُفْتَرَضاً بِالْطَّبْعِ مِثْلُ: جَوْزَة وَ بِطّيخَة، وَ بَعْضُهما يُفْرَضُ فيهِ واحِدٌ بِالْوَضْعِ. فَمازادَ عَلى ذلِكَ الْواحِد اُخِذَ اَكْثَرَ مِنَ الْواحِدِ، وَ ما نَقَصَ مِنْهُ لَمْ يُؤْخَذْ واحِداً، بَلْ يَكُونُ الْواحِدُ هذا الْمَفْرُوضَ بِتَمامِهِ. وَ يُجْعَلُ هذا الْواحِدُ اَيْضاً مِنْ اَظْهَرِ الاَْشْياءِ في ذلِكَ الْجِنْسِ فَالْواحِدُ مَثَلا فِي