شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٤ - تقابل حقيقى در فلسفه
بسيارى از چيزها هستند كه تقابل ذاتى ندارند؛ امّا، بالعرض قابل اجتماع نيستند. بنابراين، اگر از اين مطلب پرسيده مى شود كه آيا واحد و كثير تقابل دارند يا نه؟ منظور آن است كه آيا ذاتاً تقابل دارند يا نه؟ ممكن است واحد و كثير با هم اجتماع نداشته باشند و اين دليل يك نوع تقابلى باشد؛ امّا، اين تقابل بالعرض باشد نه بالذات. كما اينكه نظر مصنف نيز به همين جا مى انجامد كه تقابل واحد و كثير، بالعرض است نه بالذات.
اقسام تقابل در فلسفه
به هر حال، مصنف، اقسام تقابل را با تفصيل در منطق مطرح كرده[١] و گفته است؛ تقابل بر چهار قسم است: ١- تقابل تضاد؛ ٢- تقابل تضايف؛ ٣- تقابل عدم و ملكه؛ ٤- تقابل تناقض.
البته، مى توان تقابل را نخست به دو قسم، تقسيم كرد:
١- تقابل ميان دو امرى كه هر دو وجودى هستند.
٢- تقابل ميان دو امرى كه يكى از آن دو وجودى و ديگرى عدمى است.
آنگاه، مى توان هر يك از اين دو را به دو قسم تقسيم كرد:
تقابل ميان دو امر وجودى، خود، داراى دو قسم است:
الف ـ تقابل متضايفين؛ ب ـ تقابل متضادين؛
همچنين تقابل ميان دو امر وجودى و عدمى، نيز به دو قسم تقسيم مى شود:
الف ـ تقابل تناقض؛ ب ـ تقابل عدم و ملكه.
جايگاه واحد و كثير در اقسام تقابل
اين چهار قسم از اقسام تقابل، در كتابهاى فلسفى شهرت دارد. امّا، آنچه به اين مبحث مربوط مى شود، آن است كه ببينيم آيا رابطه واحد و كثير در كداميك از اقسام ياد شده، جاى مى گيرد؟ آيا تعريف هايى كه از اقسام تقابل بيان مى شود بر واحد و كثير نيز صادق است؟ مصنف، نخست تقابل تضاد را به بررسى مى نشيند
[١] ر.ك: منطق شفا، فنّ دوّم، مقاله هفتم.