شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠٦ - بحثى درباره « اثنوّة»
برخى ديگر گفتهاند: دليل اينكه «اثنوّة» عدد نيست آن است كه تعريف عدد بر آن منطبق نيست. تعريف عدد آن است كه كثرتى از آحاد تشكيل شود و پديد آيد. آحاد، جمع است و اقّل جمع، سه تا مى باشد. بنابراين، بايد اقلِّ آحاد، از سه واحد تشكيل گردد. در حالى كه «اثنوّة» از سه تا تشكيل نمى شود.
گروه سوّم گفتهاند: دليل اينكه «اثنوة» عدد نيست آن است كه اگر آن را عدد بينگاريم، از دو حال خارج نخواهد بود:
الف ـ يا بايد آن را عدد اوّل، بدانيم.
ب ـ يا بايد آن را عدد تركيبى فرض كنيم.
امّا، اگر آن را عدد مركّب، بشمريم؛ بايد «عادّى» غير از واحد داشته باشد.
يعنى بايد به چيزى غير از واحد و غير از خودش تقسيم گردد. بنابراين، اگر عددِ مركّبى باشد، بايد عادّى غير از واحد، داشته باشد. و حال آنكه عدد «دو» عادّى غير از واحد ندارد.
و امّا، اگر آن را عدد اوّل، فرض كنيم؛ در اين صورت، عدد اوّل، نبايد نصف داشته باشد؛ در حالى كه «دو»، نصف دارد. پس، «دو» نه عدد اوّل است و نه عدد مركّب. قسم سوّمى هم در كار نيست. در نتيجه، «دو» عدد نيست.
سخن حقيقت باوران: مصنف مى گويد: اصحاب حقيقت، هيچگاه دنبال چنين سخنان سبك و ضعيفى نمى روند. از اينرو، خود درصدد بر مى آيد تا از وجوهى كه بر نفى عدد بودنِ «دو» اقامه كردهاند، پاسخ دهد.
از اينرو، مى گويد: اينكه ما «واحد» را از شمار اعداد، بيرون انگاشتيم، نه از آنرو بود كه واحد، فرد است يا زوج است. اساساً ملاك عدد بودن، فرد بودن يا زوج بودن نيست. ملاك عدد بودن، آن است كه كثرتى باشد و بالفعل داراى اجزاء باشد. امّا، «واحد» اجزاء بالفعلى ندارد. از اين رو، نمى توان آن را در شمار اعداد برشمرد.
بنابراين، عدد نبودنِ واحد از آن رو است كه در آن كثرتى نيست و اجزاى بالفعلى ندارد. در حالى كه «دو» چنين نيست. «دو»، هم كثرت دارد؛ زيرا، از دو «واحد» تشكيل شده است؛ و اجزائش بالفعل وجود دارند. صِرف اينكه «دو» نقطه آغاز اعداد زوج است، دليل آن نيست كه بگوييم «دو» عدد نيست.