شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠٥ - بحثى درباره « اثنوّة»
جَرَتْ عادَتُهُمْ بِذلِكَ، وَ لايُبالُوْنَ أن يُوجَدُ زوجٌ لَيْسَ بِعَدَد، وَ اِنْ وُجِدَ فَرْدٌ لَيْسَ بِعَدَد فَما فُرِضَ عَلَيهِمْ اَنْ يَدْ أَبُوا فى طَلَبِ زَوج لَيْسَ بِعَدَد. وَ لَيْسُوْا يَشتَرِطُوْنَ فِى العَدَدِ الاَْوَّلِ اَنْ يَكُوْنَ لانِصْفَ لَهُ مُطْلَقاً، بَل لانِصْفَ لَهُ عَدَداً مِنٌ حَيثُ هُوَ اَوَّلٌ، وَ اِنَّما يَعْنُوْنَ بِالاَْوَّلِ اَنَّهُ غَيْرُ مُرَكَّب مِنْ عَدَد.
وَ اِنَّما يُعنى بِالعَدَدِ ما فيهِ اِنفِصالٌ وَ يُوجَدُ فيهِ واحِدٌ، فَالاُْثْنُوَّةُ اَوَّلُ العَدَدِ، وَ هُوَ الْغايَةُ فِى الْقِلَّهِ فىِ الْعدَدِ، وَ اَمّا الْكَثْرَةُ فِى العَدَدِ فَلا تَنْتَهى اِلى حَدّ. وَ قِلَّةُ الاُْثْنُوَّةِ لَيْسَتْ مِمّا تُقالُ بِذاتِها، بَلْ بِالْقِياسِ اِلىَ سائر العَدَدِ.[١]
بحثى درباره «اثنوّة»
از جمله مطالب ضرورى درباره عدد كه بايد در اينجا مورد بحث قرار گيرد بحث درباره «اثنوّة» است كه يك امر اختلافى است.
«اثنوّة» چيست؟ چرا «اثنويه» و «اثنوّة» مى گويند؟ چرا بجاى آن از واژه «اثنين» استفاده نمى كنند؟ پاسخ اين سؤال آن است كه «اثنوة» همانند «وحدت» است. همچنانكه مجموع ذات و صفت را «واحد» مى گويند. مجموع دو واحد را «اثنين» و صفت آن را «اُثنوّت» و «اثنينيت» مى گويند. بنابراين، اثنينيّت در مقابل وحدت است. و «اثنوّة» همان «اثنينيّت» است. يعنى مبدئى است كه ذات، بدان متصف مى گردد.
اكنون بحث درباره اين است كه آيا «اثنينيّت» (اثنوة) عدد است يا نه؟!
برخى گفتهاند: «اثنوة» عدد نيست. اينان، نه تنها واحد را از عدد بودن خارج دانستهاند بلكه «اثنينيّت» را هم از عدد، بيرون انگاشتهاند. به عقيده اين گروه، چون در تقسيم اعداد به زوج و فرد، هر يك، نقطه آغازى دارند؛ چنانكه وحدت، فرد اوّل است؛ و اثنينيّت هم زوج اوّل است. از اينرو، وحدتى كه فرد اوّل است جزء عدد بشمار نمى رود. اثنينيّت هم كه زوج اوّل است و نقطه آغاز زوج ها بشمار مى رود، نبايد خودش جزء عدد بشمار رود.
[١] در نسخه طبع قاهره، تعبير «الى العدد» آمده كه اين تعبير، درست نيست. تعبير درست «الى سائر العدد» است كه در متن اِعمال كرده ايم.