شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠٠ - عدد را چگونه مى توان تعريف كرد؟
عشره همان نُه بعلاوه يك (١ + ٩) است. امّا به شرط آن كه همه آنها را به صورت يك عدد، در نظر بگيريم. در واقع، «عشره» آن حيثيّت وحدتى است كه روى ده تا «واحد» و يا روى نُه بعلاوه يك (١ + ٩) و يا روى دو تا «پنج»، قرار مى گيرد.
بنابراين، عشره، همان حيثيّتِ وحدت و صورت وحدانى است. هر گاه مجموع عدد نُه و عدد يك را كه هر كدام مرتبه اى خاص از عدد مى باشند، به عنوان يك مرتبه از عدد در نظر بگيريم، «عشره» خواهد بود. در نتيجه، از مجموعِ عددِ «نُه» و «يك»، چيز ديگرى پديد مى آيد كه خود امرى بسيط و مرتبه اى خاص از مراتب عدد مى باشد؛ و آن، همان «عشره» است.
وَ حَدُّ كُلِّ واحِد مِنَ الاَْعْدادِ ـ اِنْ اَرَدْتَ التَّحْقيقَ ـ هُوَ اَنْ يُقالَ: اِنَّهُ عَدَدٌ مِنْ اِجتِماعِ واحِد وَ واحِد وَ واحِد، وَ تُذْكَرُ الاْحادُ كُلُّها. وَ ذلِكَ لاَِنَّهُ لايَخْلُوْ اِمّا اَنْ يُحَدَّ بِالْعَدَدِ مِنْ غَيْرِ اَنْ يُشارَ اِلى تَرْكيبِهِ مِمّا رُكِّبَ مِنْهُ، بَلْ بِخَاصّة مِنْ خَواصِّهِ، فَذلِكَ يَكُوْنُ رَسْمَ ذلِكَ الْعَدَدِ لاحَدَّهُ مِنْ جَوْهَرِهِ[١]، وَ اِمّا اَنْ يُشارَ اِلى تَرْكيبِهِ مِمّا رُكِّبَ مِنْهُ، فَاِنْ اُشيرَ اِلى تَرْكيبِهِ مِن عَدَدَيْنِ دُوْنَ الآخَرِ مَثَلاً اَن تُجْعَلَ الْعَشَرةُ مِنْ تَركيبِ خَمسَة وَ خَمْسَة لَمْ يَكُنْ ذلِكَ اَوْلى مِنْ تَرْكيبِ سِتّة مَعَ اَرْبَعَة، وَ لَيْسَ تَعَلُّقُ هُوِيَّتِهِ بِاَحَدِهِما اَوْلى مِنَ الاْخَرِ. وَ هُوَ بِما هُوَ عَشْرَةٌ، ماهِيَّةٌ واحِدَةٌ، و مُحالٌ اَنْ تَكُوْنَ ماهِيَّةً واحِدَةً، وَ ما يَدُلُّ عَلى ماهِيَّة مِنْ حَيْثُ هِىَ واحِدَةٌ حُدُوداً مُخْتَلِفَةً.
عدد را چگونه مىتوان تعريف كرد؟
آنچه تاكنون درباره تعريف عدد بيان كرديم، تعابير مجازى بود. حال، اگر بخواهيم از تعابير حقيقى استفاده كنيم و عدد را تعريف كنيم بايد در تعريف آن بگوييم: عدد، چيزى است كه از اجتماعِ «واحد» و «واحد» و «واحد» بوجود مى آيد. البته، واحدها متناسب با مرتبه خاص عدد تكرار مى يابند. چنانچه عدد، سه (٣) باشد؛ خواهيم گفت: «سه (٣) عددى است كه از يك (١) و يك (١) و يك (١)، بوجود مى آيد. و اگر عدد، پنج (٥) باشد؛ در تعريف آن مى گوييم عددى است كه از اجتماعِ يك و يك و يك و يك و يك، بوجود مى آيد.
[١] واژه «جوهر» در اينجا به معناى ذات و ماهيّت است نه چيزى كه در مقابل عَرَض به كار مى رود.