شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧١ - نظرات گوناگون درباره زاويه
امّا، وجود خط را همچون حجم و سطح، به آسانى نمى توان اثبات كرد. زيرا، ممكن است جسمى باشد كه خودش خط نداشته باشد چنانكه جسم كروى چنين است. اينجاست كه با بريدن آن، مى توان آن را به چند قطعه تقسيم كرد. و اينچنين با بريدن آن، خط هم پديد مى آيد. بنابراين، وجود خط هم دست كم به اين صورت قابل قبول خواهد بود كه جسمى، برش داده شود، تا اگر خط بالفعل ندارد در اثر بُرِش هايى كه به آن داده مى شود در آن، خط پديد آيد.
حقيقت و اقسام زاويه
تاكنون بحث درباره آن بود كه مقدار را مى توان به جسم تعليمى و سطح و خط، تقسيم نمود. امّا، اينك بحث درباره اين است كه آيا قسم چهارمى را هم مى توان بر اقسام مقدار افزود؟! اگر قسم چهارمى در اينجا ثابت شود همان زاويه است. كسانيكه قائل به وجود زاويه به عنوان يك قسم از مقدار مى باشند؛ مى گويند: زاويه نه خط است و نه سطح است و نه حجم؛ امّا، در عين حال، مقدار است.
نظرات گوناگون درباره زاويه
درباره زاويه نظرهاى مختلفى وجود دارد؛ برخى گفتهاند: زاويه، يك قسم (قسم چهارمى) از مقدار است. برخى ديگر گفتهاند: زاويه، خود دو قسم دارد؛ هر يك از آندو، يك نوع بشمار مى رود: زاويه مسطّحه يك مقدار است. زاويه مجسّمه مقدار ديگر است. در نتيجه، مقدار داراى پنج قسم مى گردد. مقصود از زاويه مسطّحه آن است كه در يك سطح مسطّح (سطح يك كاغذ مثلا) كه به شكل مربع يا مستطيل است، گوشه هايى وجود دارد كه بين دو خط واقع شدهاند. به چنين گوشه هايى در سطح مسطّح، زاويه مسطّحه مى گويند.
امّا، مى توان محل تلاقى دو سطح را در نظر گرفت. چنانكه سطح جانبى يك مخروط يا يك استوانه اى با قاعده اش تماس پيدا مى كند؛ و اين تماس تنها در يك نقطه نيست بلكه در يك خط، واقع مى شود. خطّى كه پيرامون قاعده كشيده شده است؛ و محلّ تماس سطح جانبى مخروط يا استوانه با قاعده مى باشد، زاويه را