شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٣ - اعتبارات چهارگانه درباره سطح
اعتبارات چهارگانه درباره سطح
تاكنون رابطه جسم تعليمى را با مقدار بررسى كرديم. به اين نتيجه رسيديم كه جسم تعليمى يك نوع از مقدار است. برخلاف جسم طبيعى. اكنون برآنيم كه رابطه سطح و خط را هم با مقدار بررسى كنيم.
در سطح و خط، چند لحاظ و اعتبار وجود دارد؛ گرچه با تحليل چهار اعتبار به دست مى آيد امّا عمده آنها دو اعتبار است:
الف ـ يك اعتبار آن است كه سطح «نهاية الجسم» است. چنانكه اگر جسمى را در نظر بگيريم كه در يك جا و حدّى تمام شود، آن جا را سطح مى گويند. حيثيّت نهايت شىء و آنجايى كه شىء در يك سمت تمام مى شود را سطح مى گويند. اين معنا، يك امرِ عدمى است. البته، عدم محض نيست. بلكه صفت عدمى است كه به يك شىء موجود نسبت مى دهيم. به طور مثال مى گوييم: كتاب، جسمى است كه تا اينجا تمام مى شود. اين حيثيّت نهايت و انتهايش را در يك سمت، سطح مى گوييم. چنانكه سطح را وقتى ملاحظه مى كنيم و مى گوييم در اينجا تمام مى شود. حيثيّت انتهاى سطح را خطّ مى ناميم. چنانكه حيثيّت انتهاى خطّ را نقطه مى گوييم.[١]
ب ـ اعتبار ديگر، آن است كه سطح، امرى قابل اندازه گيرى است. يعنى مى توان گفت اين سطح دو برابر اين سطح كوچكتر، و نصف يك سطح بزرگتر است.
واضح است كه ميان حيثيّتِ قابليّت اندازه گيرى و حيثيّت انتهاء يك شىء بودن، فرق است. وقتى گفته مى شود اين سطح، نصف يك سطح ديگر است، به حيثيّتِ قابليّتِ اندازه گيرى توجه شده و براى اين منظور بايد مقايسه اى بين اين شىء و شىء ديگر صورت بگيرد. برخلاف آنجا كه براى سطح، حيثيّت عدمى (انتهاء يك شىء بودن) منظور شود.
ج ـ چنانكه در يك اعتبار ديگر مى گوييم سطح آن است كه: «يمكن ان يفرض فيه خطّان متقاطعان على زاوية قائمة» در اين حيثيّت تأكيد بر طول و عرض
[١] امّا، چون نقطه مقدار نيست و قابل اندازه گيرى نيست از محلّ بحث خارج است. درباره جسم تعليمى هم به طور كافى بحث كرديم. اكنون وقت آن است كه درباره سطح و خطّ بيشتر بحث كنيم.