شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٦ - اثبات عَرَضيت كلّ مقادير
حقيقى نيست؛ تعريف به رسم است. زيرا، تعريف حقيقى جسم، امكان انقسام نيست. به نظر مصنف، تعريف جسم طبيعى يا صورت جسميه امكان فرض ابعاد است. كه لازمه امكان ابعاد، امكان انقسام تا بى نهايت است.
قابليّت انقسام، چيزى است كه در تعريف مقدار آورده مى شود. از اين رو، هر گاه در سه بُعد تحقق يابد، جسم تعليمى پديد مى آيد. و چنانچه در دو جهت واقع شود سطح پديد مى آيد. و هر گاه در يك جهت تحقق يابد، خط حاصل مى شود.
اثبات عَرَضيت كلّ مقادير
مصنف، در صدد آن است كه اثبات كند جسم تعليمى يكى از انواع مقدار است و همه مقادير از جمله اعراض هستند. در برابر سخن آنان كه مى گويند همه مقادير از قبيل جوهرند و از اين رو، جسم تعليمى را با جسم طبيعى يكى مى انگارند، چنانكه اين سخن به شيخ اشراق، نسبت داده مى شود.[١]
به هر حال، برخى معتقدند كه جسم تعليمى و جسم طبيعى يكى هستند. تعريف جسم طبيعى در نظر اينان، همان انقسام پذيرى است! از اين رو، همان تعريفى كه مشائيان براى مقدار كه از اعراض است ارائه مى دهند براى جسم طبيعى كه از جواهر است بيان مى كنند، و جوهر جسمانى را به چند صورت، تعريف مى كنند: الف ـ قابل انقسام تا بى نهايت؛ ب ـ قابل اشاره حسيّه؛ ج ـ قابل فرض ابعاد؛ و همه اينها را در يك رديف به شمار آورده، از آثار و عوارضِ جسم طبيعى و از معرّفات آن به شمار مى آورند.
جناب شيخ، در صدد است كه بين اين امور، فرق بگذارد. به نظر وى، جسم طبيعى، جوهر است. و تعريف آن، اين است: «ما يمكن ان يفرض فيه ابعاد ثلاثة» يا «ما يمكن ان يفرض فيه خطوط ثلاثة متقاطعة» برخلاف جسم تعليمى كه يكى از اقسام مقدار است. تعريف مقدار به طور مطلق، عبارت است از: چيزى كه ذاتاً قابل قسمت باشد. آنگاه، اين مقدار، خود، به سه قسم تقسيم مى شود: قابل
[١] برخى، سخن فوق را به رواقيين نسبت دادهاند. و برخى بر آن اند كه شيخ اشراق به نظر رواقيين گرايش داشته است.