شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٥ - توضيح چند اصطلاح
بنابراين، هر گاه در تعليميات و رياضيات، جسم يا جسم تعليمى گفته مى شود، منظور نوعى از مقادير است. و مقدار چنانكه گفتيم انواعى دارد؛ از جمله آنها جسم تعليمى است. پس، اگر جسم را به معناى جسم تعليمى بدانيم، نسبتش با مقدار چه نسبتى خواهد بود؟ بى شك نسبتش اعمّ و اخصّ خواهد بود. مقدار، اعمّ از يك نوع (جسم تعليمى) مى باشد.
حال، اگر جسم را به معناى صورت اتصاليه يا صورت جسميه، يا صورت مقداريه بگيريم؛ رابطه اش با مقدار چه رابطه اى خواهد بود؟ پاسخ اين است كه رابطه آنها رابطه معروض و عارض است، يعنى صورت مقداريه صورتى است كه قابليت اين عارض را دارد.
صورت جسميه اى كه طبق نظر مشائيان از انواع جواهر است؛ عارضى به نام مقدار دارد. و مقدار همان حيثيّتِ قسمت پذيرى است.
بنابراين، وقتى مى گوييم صورت جسميه قابليّتِ قسمت پذيرى دارد، منظور آن است كه صورت جسميه، معروضى است كه قسمت پذيرى يعنى مقدار، عارض آن مى گردد. قسمت پذيرى يعنى حيثيّت قابليت شىء براى انقسام تا بى نهايت! و اين، يك امر خارج از ذات و ماهيت شىء است كه عارض صورت جسميه مى شود. در تعريف جسم مى گويند: چيزى است كه مركّب از صورت جسميه و مادّه است. مادّه، حيثيّت قبول و پذيرش محض است. و از خود، هيچ فعليّتى ندارد. حال، در تعريف صورت جسميه مى گويند: چيزى است كه قابليّت پذيرش ابعاد سه گانه را دارد. پيش از اين نيز جناب شيخ بر اين تعريف تأكيد فراوان داشت. طبق اين تعريف، جسم آن است كه «يمكن ان يفرض فيه ابعاد ثلاثه ـ يعنى خطوط ثلاثه متقاطعه على زوايا قوائم». پس، امكان فرض ابعاد، معرّف جسم طبيعى است. امّا، جسم تعليمى چه معرّفى دارد؟ آيا امكان انقسام تا بى نهايت، معرِّف جسم طبيعى است يا معّرِف مقدار است؟ بى شك، معرّف مقدار است.
بنابراين، اگر جسم را اينگونه تعريف كنيم كه چيزى است كه تا بى نهايت انقسام مى پذيرد اين تعريف، تعريف به يك امرِ عَرَضى خواهد بود. تعريف