شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٢ - اعرف بودن كثرت نزد خيال و اعرف بودن وحدت نزد عقل
باور خود را در مورد بداهت اين مفاهيم اظهار مى دارد و آن اينكه همه اين مفاهيم بديهى و بى نياز از تعريف هستند. با اين فرق كه مفهوم كثرت به قوّه خيال ما نزديك تر است ولى مفهوم وحدت به ادراك عقلى نزديك تر است. به ديگر سخن: «الكثرة اعرف عند خيالنا و الوحدة اعرف عند عقلنا». چون ما با مادّيات و محسوسات سروكار داريم، تخيّل كثرت براى ما بسيار آسان تر است. امّا، مفهوم وحدت يك مفهوم عقلانى است، يك مفهوم تجريدى و انتزاعى است؛ از اين رو، بايد انسان از قوّه خيال فراتر رود و تعالى پيدا كند تا پس از استعلاء، بتواند يك مفهوم عقلى و تجريدى را تعقّل نمايد.
مفهوم كثرت را مى توان با كمك حواسّ دريافت، ولى تصوّر مفهوم وحدت براى خيال بسيار دشوار است. مصداق خيالىِ آن از ذهن ما نسبت به معناى عقلى آن، دورتر است. و چون به طور طبيعى خيال در وجود ما مقدّم بر عقل است. و ادراكات خيالى پيش از ادراكات عقلى تحقّق مى يابد مى توانيم از مفهومى كه براى خيالمان اعرف و نزديك تر است كمك بگيريم براى بيان معنايى كه در نزد عقل اعرف است. و اين، به خاطر آن اُنسى است كه ما بيشتر با ماديّات داريم. و نيز به خاطر آن است كه ادراكات خيالى در ما پيش از ادراكات عقلى تحقّق مى يابد. به هر حال، تعريفى كه براى وحدت و كثرت ارائه مى دهيم، شرح الاسم واقعى نيست. بلكه تنبيهى است بر يك مفهومى كه خود به خود بديهى التصوّر و اوّلى التصور است. و نيازى به تعريف ندارد.
آرى! چون مفهوم كثرت به خيالْ نزديك تر است مى توانيم با استفاده از آن به عقل كمك كنيم تا مفهوم وحدت را دريابد و مثلا بگوييم وحدت آن است كه كثرت را بر نمى تابد يا انقسام بر نمى دارد. و اين در واقع استفاده كردن از خيال براى تنبيه بر يك معناى عقلى است.
وَالْعَجَبُ مِمَّنْ يَحُدُّ الْعَدَدَ فَيَقُولُ: اِنَّ الْعَدَدَ كَثْرةٌ مُؤَلَّفَةٌ مِنْ وَحَداتِ أَوْ مِنْ آحاد، وَالْكَثْرَةُ نَفْسُ الْعَدَدِ، لَيْسَ كَالْجِنْسِ لِلْعَدَدِ، وَ حَقيقَةُ الْكَثْرَةِ اَنَّها مُؤَلَّفَةٌ مِنْ وَحَدات. فَقَوْلُهُمْ: اِنَّ الْكَثْرَةَ مؤَلَّفَةٌ مِنْ وَحَدات، كَقَوْلِهِمْ: اِنَّ الْكَثْرَةَ كَثْرَةٌ. فَاِنَّ الْكَثْرَةَ لَيْسَتْ اِلاّ اِسْماً لِلْمُؤَلَّفِ مِنَ الْوَحَداتِ.