شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٠ - بررسى جايگاه مفهومى وحدت
واحد بالنوع اولى به وحدت است. زيرا، در واحد بالنوع در تمام ماهيّت با يكديگر مشترك اند. ولى در واحد بالجنس در جزء ماهيّت با يكديگر مشترك اند.
نيز «واحد بالعدد» از «واحد بالنوع» اولى است. زيد كه واحد بالعدد است، نسبتش به وحدت از زيد و عمرو كه واحد بالنوع هستند، بيشتر و سزاوارتر است. لذا، مى گويند واحد شخصى يا واحد بالعدد، اولى به وحدت است.
همچنين، آنكه هيچ گونه تقسيمى ندارد و «بسيط» است، وحدتش نسبت به «مركّب»، اولى است. نيز آنكه بساطتش «تام» است در مقايسه با آنكه بساطتش «ناقص» است، اولى به وحدت است.
نسبت وجود و وحدت از نظر مفهوم و مصداق
نكته: مصنف در پايان بر اين نكته تأكيد مى كند كه وجود و وحدت از نظر مفهومى با يكديگر اختلاف دارند؛ اما، از نظر مصداق با هم متحدند. همانگونه كه به همه مقولات ده گانه «موجود» گفته مى شود به همه آنها «واحد» هم اطلاق مى شود. پس، از اين جهت كه واحد و موجود بر همه مقولات اطلاق مى شود، نسبت به همه چيز عموميت دارند و با يكديگر شريك اند. و اين بدان معنا نيست كه مفهوم وحدت، عين مفهوم وجود است. نه، آن دو، دو مفهوم اند؛ امّا، موارد صدق آنها يكسان است. هيچكدام از آن دو، نه مفهوم وجود و نه مفهوم واحد، دلالتى بر ماهيّت نمى كنند. يعنى هر دو از معقولات ثانيه به شمار مى روند.
آرى! مفهوم آن دو، آنگونه كه شما هم دانستيد، مختلف است. لكن، آنها در اينكه بر هيچ جوهرى و بر هيچ ماهيتى به تنهايى دلالت نمى كنند با هم اتفاق دارند.
بررسى جايگاه مفهومى وحدت
مصنف و ساير فلاسفه، وحدت را داخل در تحت هيچ مقوله اى نمى دانند. زيرا، آنكه داخل كميّت است، عدد است. و عدد در نظر فلاسفه از «دو» شروع