شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٩ - حقيقت وحدت چيست؟
بررسى ديدگاه مصنف
درباره اين مطلب كه اگر چيزى جوهر نباشد به ناچار عرض خواهد بود؛ جاى بحث و گفتگوى فراوان وجود دارد. زيرا، ممكن است آن چيزى كه جوهر نيست، عرض هم نباشد و چيز ديگرى باشد. چنانكه ممكن است از عوارض تحليليه و يا از مفاهيم انتزاعيه باشد. بنابراين، با نفى جوهريت از عدد و كمّ منفصل، مسئله خاتمه نمى يابد و حلّ صحيحى به دست نمى دهد.
حقيقت وحدت چيست؟
درست است كه وحدت، مبدء عدد است؛ و با تكرّر آن، عدد به وجود مى آيد. امّا، اينكه وحدت، خود، چگونه مفهومى است؟ نياز به بررسى بيشترى دارد.
على رغم اينكه جناب شيخ تلاش فراوانى را در اين مباحث مبذول داشته، و اقسام وحدت را به خوبى استقصاء كرده است؛ با اين حال، جاى مناقشه در كلام ايشان وجود دارد. برخى از مناقشات سخن ايشان را صدرالمتألهين نيز متعرض گرديده است.[١] و برخى ديگر از مناقشات هست كه پرداختن بدانها خالى از فايده نيست.[٢]
به هر حال، واحد را تعريف كردهاند به اينكه چيزى است كه بالفعل انقسام ندارد. امّا جاى اين سؤال هست كه آيا اينْ يك تعريف حقيقى است، يا تعريف تنبيهى؟ برخى گفتهاند[٣] اگر اين تعريف را حقيقى تلقّى كنيم، لازمه اش دور خواهد بود. زيرا، انقسام با كثرت مساوق است. و وقتى مى گوييم وحدت آن است كه بالفعل انقسام نپذيرد. نفى انقسام مساوى با نفى كثرت است.
بنابراين، واحد را با نفى كثرت، تعريف كرده ايم. و كثرت را هم با واحد تعريف مى كنيم. و اين چيزى جز دور نخواهد بود. البته، تعريف ياد شده، تعريف شايع و رايج است.
[١] تعليقه صدرالمتألهين بر شفاء، ص ٨٦ ـ ٩٣. [٢] لازم است كه اين مسئله با دقت بيشترى از سوى پژوهندگان فلسفه دنبال شود. و مسئله فوق، ساده تلقّى نگردد. [٣] ر.ك: نهاية الحكمة، مرحله هفتم، فصل اوّل.