شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٨ - ديدگاه مصنف درباره كثرت
بررسى مسئله وحدت و اقسام واحد واقعاً مسئله بسيار مهمى است و نبايد پنداشت كه اين مبحث، صرفاً به بيان اصطلاحات مى پردازد و مفيد فايده نيست.
اين مبحث از چند جهت حائز اهميت و نيازمند بررسى است:
الف ـ بحث وحدت و كثرت از دير باز در فلسفه مطرح بوده و فيلسوفان همواره در اين باره بحث كردهاند كه ملاك حقيقى وحدت چيست؟ چگونه مى توان وحدتى را اثبات نمود؟ و آن را از اشياء ديگر متمايز كرد؟
گرچه اين مسئله در بدو امر آسان به نظر مى رسد؛ لكن،وقتى پژوهندگان وارد اين بحث مى شوند پيچيدگى آن را به خوبى مى يابند؛ تا آنجا كه اگر كسى ادعا كند ما تاكنون ملاك دقيقى براى وحدت با وضوح و روشنى نيافته ايم، نمى توان او را به گزافه گويى متهم ساخت.
ب ـ جهت ديگر اين است كه اساساً وحدت، چه مقوله اى است؟ يعنى مفهومى كه از وحدت و كثرت به دست مى آوريم، جزء كداميك از مقولات است؟
ديدگاه مصنف درباره كثرت
مصنّف، درباره كثرت معتقد است كه كثرت در شمار عدد است. و عدد، خود، كمّ منفصل است و به عقيده وى از اعراض به شمار مى آيد. از اين رو، در صدد بر مى آيد[١] تا اثبات كند كه عدد، عرض است. و يكى از اقسام اعراض تسعه مى باشد. به زعم وى، اين مسئله حل شده مى نمايد و جاى بحث و كنكاش ندارد. اهتمام اصلى مصنف آن است كه اثبات كند كه عدد و كم منفصل، جوهر نيستند. به نظر ايشان با نفى جوهريت عدد و كم منفصل، به راحتى مى توان به عرض بودن آن دو، رأى داد. و عرضيّت آن دو را پذيرفت!
[١] البته در فصل هاى آينده اين مطلب را اثبات خواهند نمود.