شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٤ - مرورى بر مباحث گذشته
اجزاء جسم! مفارق نيز خود بر دو قسم است: يكى مفارقى كه به مادّه تعلّق دارد، مثل نفس؛ و يكى مفارقى كه به مادّه تعلّق ندارد، مثل عقل.
درباره وجود خارجىِ جسم تاكنون بحثى به ميان نياورده ايم. زيرا، وجود جسم را بديهى انگاشته ايم. از اين رو، اثبات وجود جسم نيازمند بحث نيست. ولى اجزاء جسم اينگونه نيست. جسم كه مركب از مادّه و صورت است از جهت اجزائش بى نياز از بحث نيست . لذا درباره آنها بحث كرديم و آنها را به اثبات رسانديم.
امّا، درباره جوهر مفارق، گرچه مستقيماً در صدد اثبات آن نبوده ايم؛ لكن به طور ضمنى از جوهر مفارق نيز بحث كرده ايم. و به دليل وجود آن هم اشاره اى نموده ايم. با اين بيان: براى اين كه صورت در مادّه تحقق يابد، بايد مفيض الصوره و فاعلى وجود داشته باشد؛ كه اين صورت را در مادّه ايجاد كند. به ويژه آن صورتهايى را كه تحوّل پذيرند و كائن و فاسد مى شوند. براى اينكه صورت جديدى جانشين صورت پيشين شود بايد موجود ديگرى باشد كه اين صورت را اعطا كند. بنابراين، «بالقوّه القريبة من الفعل» آن را، اثبات كرده ايم. امّا، براى اينكه به طور مستقل، آن را اثبات كنيم، نيازمند فرصت ديگرى است؛ از اين رو آن را در جاى خود بحث خواهيم كرد.[١]
علاوه بر اين، اگر آنچه را در كتاب نفس گفته ايم به ياد داشته باشيد براى شما ثابت شده است كه جوهر مفارق وجود دارد. در آنجا سخن از عقل هيولانى و عقل بالفعل به ميان آمد؛ و گفتيم براى اينكه نفس از مرتبه عقل هيولانى به عقل بالفعل برسد، احتياج به فاعلى دارد كه واجد صور و كمالات عقلانى باشد.
بنابراين، سزاوار است كه اينك به تحقيق درباره اعراض و اثبات وجود آنها بپردازيم.
مرورى بر مباحث گذشته
هدف اصلى در اين مقاله، طرح مباحثى درباره اعراض و اثبات وجود آنها است. همچنين اثبات اينكه آنها عرض هستند نه جوهر؛ در برابر كسانى كه پنداشتهاند
[١] ر.ك: مقاله نهم، فصل دوّم و چهارم از الهيات شفاء