شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - حاصل سخن در حاشيه مباحث پيشين
مى فرمايد: اگر ما دو چيز داشته باشيم كه بين آنها عليّت و معلوليت نباشد و در عين حال تلازم هم داشته باشند بايد بگوييم وجود آن دو، معيّت دارند. يكى از آن دو با ديگرى به وجود مى آيد نه آنكه به وسيله آن به وجود بيايد. (احدها يوجد مع الآخر لا بالآخر)
همين مطالب در رفع آن دو نيز مطرح است. يعنى اگر بين يك شىء و معلولى، عليّت تامّ برقرار باشد، با وجود علّت، معلول به وجود مى آيد و با رفعش، معلول مرتفع مى گردد، ارتفاعى كه مستند به رفع علّت است. در حالى كه اگر دو چيز با هم تلازم داشته باشند، و عليّتى بين آنها نباشد؛ هر دو با هم موجود مى شوند. امّا سبب وجود هر يك از آن دو، ديگرى نيست. از اين رو، هر گاه مرتفع شوند، هر دو با هم مرتفع مى شوند. لكن سبب ارتفاع هر يك، ارتفاع ديگرى نيست.
به هر حال، هر گاه دو چيز به گونه اى باشند كه على رغم اينكه رابطه عليّت و معلوليت با هم ندارند تلازم در وجود داشته باشند، در اين صورت، همچنانكه وجود يكى از آن دو، علّت براى ديگرى نيست. رفع آن هم علّت براى رفع ديگرى نخواهد بود.يعنى همچنانكه آن دو در وجود معيّت دارند، در رفع نيز معيّت دارند. بيش از اين نيست كه رفع يكى با رفع ديگرى معيّت دارد. نه اينكه رفع يكى، ايجاب كننده رفع ديگرى است.
بنابراين، همانگونه كه بين وجودشان، عليّت نيست بين عدمهاى آنها نيز عليّت، وجود ندارد. گرچه، چنان است كه رفع يكى، رفع ديگرى را به دنبال دارد ولى اين بدان معنا است كه نهايتاً رفع آنها با هم معيّت دارد. نه اينكه رفع يكى علّت رفع ديگرى است.
در خلال مطالبى كه در آينده مى آيد بيش از اين، روشن مى شود كه اگر رفع چيزى علّت باشد براى رفع ديگرى، وجودش هم علّت براى وجود آن خواهد بود.
فَلْنَنْظُرْ الآنَ ايُّهُما يَنْبَغي أنْ تكُونَ الْعِلَّةَ مِنْهُما. فأمّا الْمادَّةُ فلا يَجُوزُ أنْ تكونَ هىَ العِلَّة لِوُجُودِ الصُّورةِ. أمّا اوّلاً: فلاَِنّ المادَّةَ إنّما هِىَ مادَّةٌ، لأنَّ لَها قُوَّةَ الْقَبُولِ وَ الإسْتِعدادِ، وَالْمُستَعدِّ بما هو مسْتَعِدٌّ لا يَكونُ سَبَباً لِوُجُودِ ما هُوَ مُسْتَعَدٌّ