شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٢ - تلازم وجودى ميان اجزاء نظام هستى
وانگهى، درباره حيثيّت «مستعدّ» و «مستعدّله» اين نكته شايان دقّت است كه ويژگى اين دو حيثيّت، آن است كه هر گاه يكى از آن دو حاصل شود، بايد ديگرى از بين برود. مثلا وقتى مى گوييم «جنين، استعداد آن را دارد كه طفل شود، و يا انسان شود» وقتى «مستعدّله» تحقّق مى يابد كه ديگر اثرى از جنين، وجود نداشته باشد پس، اين دو، در خارج از هم انفكاك دارند. حيثيّت مستعدّ و حيثيّت مستعدّله به گونه اى است كه وقتى يكى پديد مى آيد، ديگرى از ميان مى رود. زيرا، هر گاه استعداد، تبديل به فعليّت شود، ديگر آن استعداد، در خارج وجود نخواهد داشت.
بنابراين، اگر بخواهيم بين «مستعدّ» و «مستعدّله» تضايف برقرار كنيم، لازمه اش تلازم خارجى نيست. بلكه تلازم ذهنى است. همچون تقدّم و تأخّر كه در امروز و فردا وجود دارد. امروز و فردا متضايف اند. زيرا، امروز بر فردا مقدّم است و فردا مؤخّر از آن است. لازمه تقدّم و تأخر، آن است كه وقتى زمانِ متأخّر آمد، زمانِ متقدّم سپرى شود. همچنين وقتى مستعدّله تحقق يافت، استعداد از بين مى رود.
روشن است كه سخن ما اينك درباره چنين مواردى نيست. سخن ما، درباره مادّه و صورتى است كه با يكديگر تركيب شدهاند و هم اكنون بالفعل موجودند. هرچند فعليّت، اصالتاً از آن صورت است و بالعرض به مادّه نسبت داده مى شود. لكن، به هر حال مادّه، تحقّق دارد. امّا، عنوان مستعدّ و مستعدّله، مربوط به آنجا است كه مادّه اى در خارج داشته باشيم و آن را نسبت به چيزى كه اكنون وجود ندارد ولى امكانِ آن دارد كه در آينده تحقّق بيابد، بسنجيم و بگوييم اين، مستعدِّ آن است. چنانكه هسته درخت را با ميوه درختى كه قرار است در آينده تحقّق يابد مى سنجيم و مى گوييم اين، مستعدِّ آن است يا هسته، استعداد آن را دارد كه درخت شود و ميوه بدهد، نه اينكه مستعدّ و مستعدّله، توأم با هم موجود باشند.
آرى، در مورد مادّه و صورت، حقيقت اين است كه تلازم آنها از قبيل تضايف يا تلازم دو ماهيّت يا دو مفهوم نيست. اين تلازم، تلازم در وجود است. و چنانكه گفتيم، تلازم در وجودْ ملاكش علّيت است. يعنى يا بايد يكى علّت براى ديگرى باشد و يا هر دو معلولِ علّت واحدى باشند.