شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٣ - صدور مقدار معيّن از سبب خارجى، نيازمند استعداد خاصّ در مادّه است
اينكه ماده پذيرنده مقدار است، اقتضا نمى كند كه مقدار معينى را بپذيرد. ماده مى تواند صورتهاى كمّىِ ديگرى را نيز بپذيرد.
از اين رو، بايد در مادّه استعداد خاصّى باشد. و چيزى غير از اصل مادّه بودن، بايد بدان افزوده شود. به طور مثال: وضع، محاذات، حرارت، برودت، پايين بودن، بالا بودن و... بايد به اصل مادّه اضافه شود تا سبب خارجى، حجم خاصّى را به مادّه بدهد. البته، ممكن است اين امر افزوده، در اشياء، اختلاف نوعى ايجاد كند: مادّه اى با داشتن نوعيّت خاصّ، مقدارى را اقتضا كند و مادّه ديگر با نوعيّت ديگرى، مقدار ديگرى را اقتضا كند. چنانكه حرارت و برودت از نظر فلاسفه دو نوع از كيفيّت هستند و اختلاف آنها نوعى است.
البته دانشمندان متأخر، برودت را يك امر عدمى مى دانند. و معتقدند برودت همان عدم الحرارة است. همچنانكه حرارت نيز از ديدگاه فيزيك جديد «عرَض» نبوده، بلكه جوهر تلقى مى شود.
در طبيعيات قديم حرارت و برودت هر دو عرَض قلمداد شدهاند كه رابطه آنها با يكديگر تضادّ است و همچون سواد و بياض اختلافشان نوعى است.
حال، چنانچه به جسمى حرارت افزوده شود مقدار خاصّى را اقتضا مى كند. چنانكه برودت مقدار ديگرى را اقتضا دارد. غالباً حرارت مقدار بيشتر را و برودت مقدار كمتر را اقتضا دارد. بنابراين، اشيائى كه به ماده افزوده مى شوند ـ مانند حرارت و برودت ـ و سبب افزايش مقدار ماده يا كاهش آن مى گردند، مى توانند اختلاف نوعى داشته باشند.
همچنين ممكن است اختلاف نوعى نداشته باشند بلكه مراتب نوع واحدى باشند. و اختلاف آنها با شدّت و ضعف باشد. گو اينكه اختلاف به شدّت و ضعف نيز شباهتى به اختلاف نوعى دارد. و قريب به آن است. چنانكه در مراتب حرارت، گويا حرارت هزار درجه با حرارت يك درجه اختلاف نوعى دارند، ولى با اين حال، اختلاف آنها حقيقتاً نوعى نيست. بلكه اختلافشان به شدّت و ضعف است.
آرى، ممكن است گاهى اختلاف به شدّت و ضعف آنقدر زياد باشد كه گويى