شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - تبيين فلسفى تخلخل و تكاثف در اجسام
است و صورتش هم همان صورت است. اين همان نبات است كه گاهى مقدارش يك متر و گاهى دو، و... متر مى شود. اين حركت كمّى كه در اجسام به واسطه نموّ و يا ذبول پديد مى آيد، همه از اين قبيل است كه يك جسم با حفظ وحدت خود مى تواند مقادير مختلفى را بپذيرد و تخلخل و تكاثف يابد. و منظور از تخلخل و تكاثف آن است كه جسم واحدى انبساط پيدا كند، حجمش افزايش يابد يا انقباض پيدا كند و حجمش فرو بكاهد. و اين، بدان معنا است كه جسم واحد دو مقدار مختلف را مى پذيرد.
بنابراين، چنانكه بتوانيم در مباحث فلسفه اولى و متافيزيك اثبات كنيم كه هيولى و صورتِ جسميّه، اقتضاى مقدار خاصّى را ندارند، مسئله تخلخل و تكاثف از ديدگاه فلسفى قابل حلّ بوده تبيين فلسفى صحيحى را به دست مى آورد.
آرى، همين مناسبتْ سبب گرديده است كه مصنف، اين مسئله را در اينجا طرح كند وگرنه چنانكه ملاحظه مى شود اين مسئله ارتباط مستقيم و روشنى با قضيّه مورد بحث كه هيولى بدون صورت نمى تواند تحقق يابد، ندارد. مصنف با ملاحظه اينكه هيولى در ذات خود مقدارى ندارد و صورت جسميه نيز اقتضاى مقدار خاصّى ندارد؛ در نتيجه، مجموع آن دو نيز اقتضاى مقدار خاصّى ندارند به اين مسئله منتقل مى شود كه: جسمِ واحد مى تواند پذيرنده مقادير گوناگون باشد.
حاصل آنكه: از بيان مطلب پيشين كه گفتيم هيولى و صورت، و مجموع آن دو، اقتضاى مقدار خاصّى را ندارند؛ مطلب ديگرى روشن مى شود كه در طبيعيات مورد استفاده قرار مى گيرد. و آن، اين است: هر گاه جسمى مقدار خاصّى را اقتضا نكند، مى تواند مقدار بزرگترى را بپذيرد. و اين همان است كه در طبيعيات به آن تخلخل گفته مى شود. نيز مى تواند مقدار كمتر را بپذيرد كه بدان تكاثف مى گويند. و اين مطلب، امرى محسوس است كه اجسام قابليّت انبساط و انقباض دارند و پذيرنده تكاثف و تخلخل مى باشند. و در طبيعيات هم مطلب مذكور، با براهين حسى و تجربى اثبات گرديده است.
اكنون، مصنف بر آن است كه از ديدگاه فلسفى و از راه برهان عقلى اين مطلب