شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٨ - تبيين فلسفى تخلخل و تكاثف در اجسام
نمى كند. اگر صورت جسميه، اندازه معينى را اقتضا مى كرد، ديگر آن جسم به اندازه ديگرى تحقق نمى يافت. به طور مثال فرض كنيد اگر اندازه يك صورت چوبى يا مجموع هيولى و صورتِ چوبى، اقتضا كند كه يك متر باشد. هرگز نبايد چوب نيم مترى تحقق بيابد. چنانكه چوب دو مترى هم نبايد وجود داشته باشد. زيرا، اين هيولى و صورت اقتضاى يك متر را دارند. پس، اينكه مى بينيم اجسام على رغم آنكه نوع واحدى هستند و صورت جسميّه واحدى دارند، در عين حال، اندازه هاى متفاوتى پيدا مى كنند معنايش آن است كه خود هيولى و صورت، ذاتاً اقتضاى اندازه خاصى را ندارند. نسبت آنها با همه اندازه ها يكسان است. نه هيولى با زبان حال مى گويد اندازه من چقدر بايد باشد و نه صورت جسميه تعيين مى كند كه اندازه اش چقدر بايد باشد. و مجموع آن دو هم چيزى بيش از همان دو نيست كه اقتضاى جديدى داشته باشد. بنابراين، هيولى و صورت، نسبت به مقادير مختلف، لا اقتضاء هستند.
پس، اينكه مى بينيم هر جسمى يك مقدار خاصّى پيدا مى كند به واسطه عامل ديگرى است. و آن عامل، غير از هيولى و صورت است. امّا، اينكه آن عامل چيست، درباره آن سخن خواهيم گفت. به هر حال، از اين مقدّمه، اين نتيجه به دست مى آيد كه چون هيولى اقتضاى مقدار خاصّ را ندارد، صورت جسميه هم اقتضاى مقدار خاصّى ندارد؛ پس، ممكن است يك هيولى و صورت خاصى با حفظ وحدت، مقادير گوناگونى را بپذيرد. يعنى گاه مقدارش كمتر شود و گاه مقدارش بيشتر گردد. همين هيولى و صورت خاصّ، على رغم آنكه هيولايش همان هيولى است و صورت جسميه اش نيز همان است و تغييرى نمى كند امّا، حجمش كوچكتر يا بزرگتر مى شود. چنانكه اين هيولى و صورت (آب) در شيشه قرار مى گيرد و در اثر حرارت، حجمش افزايش مى يابد. با آنكه هيولى و صورتش همان هيولى و صورت است. همچنين است حركت هاى كمّى كه در گياهان و حيوانات پديد مى آيد. بر اساس مبانى قوم حركت كميّه اى كه در يك نبات پديد مى آيد مثلا درخت سيبى كه اندازه اش يك متر است به تدريج در طول زمان بزرگتر مى شود و اندازه اش به سه متر مى رسد در حالى كه هيولايش همان هيولى