شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٦ - معانى وضع
تحقق معلول بدون علت مى باشد) يعنى دليل آنكه اين وضع در اينجا تحقق پيدا كرد نه در جاى ديگر، با آنكه هيچ علتى براى تعيين آن وجود ندارد آن است كه حسب فرض، جز هيولى و صورت چيز ديگرى در بين نيست. در هيولى هيچ گونه اقتضايى نسبت به اين امور وجود ندارد. زيرا، هيولى قوّه محض است. صورت هم فقط فعليت است. اما تعيين كننده جا و مكان براى هيولى نيست. بنابراين، اينكه هيولى در فلان مكان خاص قرار دارد، يا حيّز خاصّى را اشغال مى كند و در وضع خاصى قرار مى گيرد كه مى توان بدان اشاره حسّى نمود: در جهت راست است نه چپ، اين تعيّن از كجا حاصل مى شود؟! براى اين سؤال، پاسخ روشنى در اين فرض يافت نمى شود.
اما در صورتى كه عروض صورت بر هيولى به طور تدريجى باشد، مثلا كميت و مقدار خاصّى كه جسم پيدا كرده به طور تدريجى تحقق يافته است، به طور مثال يك ميلى متر مكعب حجم داشته و به تدريج بزرگ شده تا به اندازه يك متر مكعب درآمده است. در اين صورت، حتّى اگر فرض كنيم كه صورت نوعيّه اش هم تدريجاً تحقق يافته باشد فعليت مقدار معيّن يا صورت معيّن در لحظه اى حاصل شده است. اينجاست كه اين پرسش مطرح مى شود: در آن زمانى كه اين صورت كامل تحقق مى يابد و اين مقدار تامّ حاصل مى شود، چگونه مى تواند به ماده اين تخصّص را بدهد كه در يك مكان خاصّ قرار گيرد؟! چگونه مى تواند وضع خاصّى را براى آن اقتضا كند؟! عروض صورت بر هيولى چه به طور دفعى باشد و چه به طور تدريجى در عدم اقتضاء براى تعيين مكان و وضع خاص هيچ فرقى نمى كند. وانگهى، اين فرض، اشكال ديگرى هم به وجود مى آورد و آن اين است كه وقتى شما مى گوييد يك شىء انبساط پيدا مى كند و تدريجاً گسترش مى يابد، اين خود نيازمند جهت معيّن است.
يعنى وقتى از يك نقطه اى شروع به انبساط مى كند، در اين حركت رو به گسترش، نيازمند جهت معيّنى است. علاوه بر حيّزى كه مى خواهد، حركت رو به افزايش آن نيازمند جهت نيز هست، زيرا، يا از طرف راست رشد مى كند يا از طرف چپ؛ همچنين يا از طرف بالا رشد مى كند يا از طرف پايين و يا از همه