شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٧ - عدم تحصّل مقدار مطلق
وجود دارد كه حقيقتش «مقداريّت» است؛ اما، نه خط است و نه سطح است و نه حجم! و يا چيزى وجود دارد به نام «لون» كه حقيقتش «لونيّت» است امّا نه سواد است و نه بياض و نه...! همچنين نمى توان گفت چيزى وجود دارد به نام جسم كه حقيقتش جسميّت است. امّا اين حقيقت نه هوا است، و نه انسان و نه شجر و نه حجر و نه... بلكه يك حقيقت تامّى است!!
بنابراين، همچنانكه ماهيّتِ مقدار ولون، يك ماهيّت جنسى است. ماهيتِ جسم نيز يك ماهيّت جنسى است.
به هر حال، مصنف در مورد جسم بر اين باور است كه جسم، خود يك ماهيّت تامّ است. و نسبت به صوَرى كه عارضش مى شود حكم ماده را دارد. از اين رو، ماهيتى «بشرط لا» است. برخلاف مقدار كه ماهيّتش جنسى است. امّا، ما نمى توانيم به اين مطلب يقين پيدا كنيم و همچنان احتمال مى دهيم كه جسمْ داراى ماهيتِ جنسى باشد.
عَلى أَنَّكَ قَدْ تَحقَّقْتَ فيما تَبيَّنَ لَكَ الْفَرقَ بَيْنَهُما، فَما كانَ كَالْمِقْدارِ يَجُوَزُ اَنْ تكونَ أَنواعُهُ تَخْتَلِفُ باُمور لَها في ذاتِه؛ وَ الْمِقْدارُ الْمُطْلَق لا يكونُ لَهُ في ذاتِهِ شَئٌ مِنْها، وَ ذلِكَ لاَِنَّ الْمِقْدارَ الْمُطْلَق لا تَتَحصَّلُ لَهُ ذاتٌ مُتَقرِّرةٌ إلاّ اَنْ تَكُونَ خَطّاً أوْ سَطْحاً، فَاِذا تَحَصّلَ خطاً أو سَطْحاً جازَ اَنْ يكونَ لِلْخَطِّ لِذاتِهِ مُخالَفَةٌ لِلسَّطْحِ بِفصْل هُوَ مُحصِّلٌ لِطَبيعَةِ الْمِقْدارِيَّةِ خطّاً أَوْ سَطْحاً.
عدم تحصّل مقدار مطلق
با آنچه تاكنون بيان كرديم و مقايسه اى كه انجام داديم فرق ميان ماهيّت جسم و مقدار روشن شد. امورى كه همانند مقدار و عدد مى باشند مفاهيمى هستند كه بايد فصلى به آنها افزوده شود. و آن فصل به درون ماهيّت آنها راه مى يابد و جزء ماهيت آنها مى شود. در نتيجه، فصلى كه افزوده شده چيزى خارج از ماهيت مقدار نخواهد بود. مقدار مطلق ماهيتِ مستقلّى به شمار نمى آيد بلكه جزئى از يك ماهيّت است كه بايد چيزى بدان افزوده شود تا به صورت يكى از ماهيّات تامّ، تحصّل يابد. مقدار، به طور مطلق بدون آنكه خطّ يا سطح يا حجم باشد،