شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٥ - مقصود از جسميت
همچنانكه در مورد مقدار نيز مطلب از همين قرار است. طول، همان مقدار است. امّا، مقدار مبهم است؛ ولى طول، يك مقدار معيّن است؛ كه اين مقدار معيّن بر مقدار مبهم حمل مى شود؛ در نتيجه، مقدار مبهم به وسيله آن اختصاص مى يابد و به يك مفهوم خاص تبديل مى شود.
آنچه گفتيم درباره مفهوم مقدار و عدد بود كه مفاهيمى «لا بشرطى» هستند و ماهيّتِ تامّى ندارند.
وَ اَمّا ههُنا فَلا يكونُ كذلكَ، بَلِ الْجِسْمِيَةُ اِذا أُضيفَ إلَيْها صورةٌ أُخرى لا تكونُ تلكَ الصورةُ الَّتى تظنّ فصلا وَالْجسميةُ باجتماعِها جسميةً، بل تكونُ الْجسميةُ اَحَدَهُما متحصَّلةً فى نفسِها مُتَحِقِّقَةً، فإنّا نعني ههُنا بِالْجِسْمِيةِ الَّتي كالصُّورةِ[١] لا الَّتي كَالْجِنْسِ، وَ قَدْ عَرَفْتَ الْفَرْقَ بَيْنَهُما في كتابِ الْبُرْهانِ[٢]، وَ سَيَأْتيكَ ههُنا[٣] إيضاحٌ وَ بيانٌ لِذلِكَ.
مقصود از جسميت
مطلب در مورد جسم كه مفهوم «بشرط لائى» دارد و ماهيّتش تامّ است، همانند آنچه درباره مقدار و عدد گفتيم نيست. بلكه ماهيّت جسم بدون آنكه چيزى بر آن افزوده شود يك ماهيّت تام است. ماهيّت جسم، يك ماهيّتِ جنسى نيست كه نيازمند آن باشد كه صورت ديگرى بدان افزوده شود تا ماهيّت تامّى از آن پديد آيد. در واقع آنچه را شما فصل مى پنداريد، حقيقتاً فصل نيست. و ماهيّت جسم به وسيله آن به ماهيّت تامّ بدل نمى شود. ماهيّت جسم پيش از آنكه اين فصل پندارى
[١] در بعضى از نسخه ها به جاى «كالصورة» كلمه «كالمادة» آمده است كه به نظر مى رسد اولى باشد. معناى آن جمله اين خواهد بود كه فرق است بين جسم به مفهومى كه مادّه براى صورت است يعنى براى صورتهاى ديگرى همچون صورت نباتى و حيوانى؛ با جسمى كه جنس است براى نبات و حيوان. جسم اگر به معناى جنسى باشد ماهيّت تام نبوده، بايد فصلى بدان ضميمه شود تا به يك ماهيّت خاص تبديل شود و تعيّن يابد. امّا به جسمى كه اينجا از آن سخن مى گوييم به عنوان جنس نيست بلكه به عنوان مادّه است. بنابراين، در عبارت فوق به جاى «كالصورة» كلمه «كالمادة» گذاشته شود معنا روشنتر است. [٢] ر.ك: برهان شفاء، مقاله اوّل، فصل دهم. [٣] ر.ك: فصل سوّم از مقاله پنجم، الهيات شفاء