شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٢ - ماهيّت بشرط لائى و لابشرطى جسم
دارد) در اين صورت، اين اختلاف بين اجسام، يا به دليل اختلاف در اعراض آنها است. چنانكه يكى گرم و ديگرى سرد است. يا اختلاف آنها در اثر صورتهايى است كه بر آنها افزوده مى گردد. چنانكه يكى جسم فلكى است و ديگرى جسم ارضى است! بنابراين، اختلاف آنها در اصل جسميّت نيست. زيرا، هر دو جسم اند امّا يكى جسم فلكى است و ديگرى جسم ارضى است. يكى جسمى است كه صورت فلكى بر آن افزوده شده و يكى جسمى است كه صورت ارضى بر آن افزوده شده؛ امّا، ماهيت جسم به عنوان يك ماهيّت تام در هر دو محفوظ است.
فرق جسم با مقدار
«و ليس هذا كالمقدار...» اين مطلبى را كه در مورد جسم مى گوييم در مورد مقدار صادق نيست. چه اينكه نمى توان گفت مقدارْ يك ماهيّت تامّى است كه چيزى به آن اضافه مى شود، و نتيجتاً نوع ديگرى از تركيب آن دو پديد مى آيد. يا فصل ديگرى بدان اضافه مى شود و ماهيّت جديدى حاصل مى شود. خير! هر فصلى را به مقدار بيفزاييم، وارد خود ماهيّتِ مقدار مى شود. زيرا، ماهيّت مقدار يك ماهيّتِ ابهامى است. نيمه ماهيّت است. هر فصلى كه بخواهد تشخص مقدار را (يعنى خط بودن، سطح بودن يا حجم بودن آن را) مشخص كند، ضرورتاً به درون ماهيت مقدار راه پيدا مى كند و آن ماهيت ابهامى را كه در حقيقت نيمه ماهيت است، تشخص مى بخشد. برخلافِ ماهيّت جسم كه مى توانيم آن را به صورت «بشرط لا» كه يك ماهيّت تامّ است اخذ كنيم.
«و ليس هذا كالمقدار الذى ليس هو فى نفسه شيئاً محصّلا» مادامى كه مقدار تنوع پيدا نكند و خط و سطح و حجم تبديل نشود، نمى تواند يك ماهيّت تامّى باشد.
«ما لم يَتنوع بان يكون خطّاً او سطحاً أو جسماً». «جسم» در اين عبارت همان جسم تعليمى است، كه به معناى حجم است. مادامى كه جسم به يكى از انواع ياد شده تبديل نشود، حالت ابهامى خواهد داشت. چنانكه مفهوم عدد نيز يك مفهوم ابهامى و غير تامّ دارد. از اين رو، در مورد عدد تا فصلِ خاصّى بدان افزوده نگردد و گفته نشود عددى كه از دو واحد تشكيل شده يا سه واحد و يا بيشتر،