شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - دليل طرح مطالب فوق در اين بخش
بنابراين، هر جسمى چه عنصرى باشد و چه فلكى، اين ويژگى را خواهد داشت. هم جسم عنصرى مركّب از هيولى و صورت است و هم جسم فلكى.
البته، اگر صورت فلكى قابليّت تبديل به صورت ديگرى ندارد و خواصّ اجسام عنصرى در آن يافت نمى شود، دليل ديگرى دارد، وگرنه جسميّت فلك با جسميت عناصر فرقى ندارد.
لذا، اين قاعده همچنان ثابت است كه «كلّ جسم مركّب من مادة و صورة» خواه جسم عنصرى باشد خواه جسم فلكى باشد، زيرا جسم، خود يك ماهيّت تامّ است و مقوّماتِ آن هيولى و صورت است. لكن وجودش در خارج نيازمند امور ديگرى است. فى المثل يا بايد صورت فلكى بر روى آن قرار گيرد يا صورتِ عنصرى، و يا صورت نباتى و يا حيوانى. چنانكه وجودش يا در زمان و يا در مكان قرار مى گيرد. از داشتن رنگ و شكل ناچار است. و بدون اين امور تحقّق نمى يابد. مع الوصف، عقل مى تواند ماهيّت آن را به صورت يك ماهيت تام در نظر بگيرد و در تعريف آن چنين بگويد: «جوهرٌ مركّب من هيولى و صورة».
آنچه گفته شد حاصل مطلبى است كه مصنف در اين بخش آورده است. امّا، نكته ديگرى كه اينجا مطرح مى شود اين است كه چرا جناب شيخ اين مطالب را اينجا مطرح كرده است؟
دليل طرح مطالب فوق در اين بخش
صدرالمتألهين(رحمه الله) در توجيه اينكه چرا مصنّف مطالب مزبور را در اينجا طرح كرده است، مى گويد: جناب شيخ از دو راه، هيولى را اثبات مى كند: ١ـ برهان قوّه و فعل ٢ـ برهان وصل و فصل. امّا برهان قوّه و فعل در همه اجسام جارى است. حتّى در اجسام فلكى هم برهان قوه و فعل جريان دارد. زيرا، اجسام فلكى حركت مى كند و حركت بدون قوّه و فعل پديد نمى آيد. بنابراين، در اجسام فلكى برهان قوه و فعل، هم جريان دارد. امّا، برهان وصل و فصل در اجسام فلكى جارى نيست. زيرا، آنها قابل خرق و التيام نيستند و در آنها تفكيك صورت نمى پذيرد. مصنف، براى اينكه برهان وصل و فصل را تعميم دهد و آن را شامل اجسام فلكى