فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٥٠ - ل
فرانسه/Inconditionne
انگليسى/Unconditional
نامشروط چيزى است كه وجود و شناخت آن مشروط به امر ديگرى نباشد، و مترادف مطلق و نامتناهى است.
در نظر كانت، نامشروط عبارت از يك اصل عقلى است كه ايجاب مىكند كه شناخت مشروط داراى حد نامشروطى باشد كه وحدت آن را حفظ كند. اين اصل كه عقل را از مشروط به نامشروط منتقل مىكند، از اصول پيشينى و تركيبى است.
در نظر هاميلتون نامشروط به معنى مطلق و نامدرك است. همين مفهوم موضوع فلسفه كوزن است. هاميلتون وجود نامشروط را منكر است و فلسفه خود را كه فلسفه مشروط است مقابل فلسفه كوزن قرار داده است كه فلسفه نامشروط است.
لامعقول
فارسى/ نامعقول
فرانسه/Irrationnel
انگليسى/Irrational
نامعقول چيزى است كه متناقض عقل باشد يا دور از عقل باشد، و در مقابل معقول قرار دارد. نزد مايرسون نامعقول چيزى است كه از حدود عقل تجاوز كند، يا تفسير منطقى اشياء وقتى به آن رسيد، متوقف شود.
و نيز نامعقول (Inintelligible( چيزى است كه نتوان آن را با اسباب مقبول عقل تفسير كرد.
و بالاخره نامعقول به معنى غير منطقى است و به عدد اصم اطلاق مىشود، و آن عددى است كه بين آن و واحد حد مشتركى وجود ندارد. (رجوع كنيد به عقل، معقول).
لامنطقى
فارسى/ غير منطقى
فرانسه/Alogique
غير منطقى در مقابل منطقى است، نه به اين معنى كه معارض يا مناقض منطق باشد بلكه به اين معنى كه دور از منطق است و تابع قوانين منطق نيست. (رجوع كنيد به معارضه).
لامنقسم
فارسى/ تقسيم ناپذير
فرانسه/Indivis
انگليسى/Undivided
تقسيمناپذير چيزى است كه داراى اجزاء ذهنى و خارجى نباشد. اين اصطلاح در منطق به قضيهاى اطلاق مىشود كه محمول آن فقط از اين جهت بر موضوع صدق مىكند كه يك كل تقسيمناپذير است و نمىتوان آن را بر هر يك از افراد موضوع بطور جداگانه حمل كرد. مثل اين قضيه:
ستارگان سيار، تعدادشان بسيار است.
(علم) لاهوت
فارسى/ خداشناسى
فرانسه/Theologie
انگليسى/Theology
لاتين/Theologia
١- «لاهوت به معنى خالق است و ناسوت به معنى مخلوق. چه بسا اولى را به روح و دومى را به بدن اطلاق مىكنند و نيز چه بسا اولى را به عالم علوى و دومى را به عالم سفلى و يا به ترتيب به سبب و مسبّب و به جن و انس اطلاق مىكنند.» (كليات ابو البقاء).
٢- علم لاهوت يا خداشناسى علمى است كه از خدا و صفات او و رابطه او با انسان و جهان بحث مىكند و مترادف علم توحيد، كلام و علم ربوبيّت است.
٣- خداشناسى بر دو قسم است: طبيعى و دينى.
خداشناسى طبيعى مبتنى بر تجربه و عقل است، خداشناسى دينى يا اعتقادى مبتنى بر وحى يا كلام خداست كه در كتب مقدس محفوظ است. خداشناسى طبيعى را الهيات يا علم