فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٩٦ - ف
گوشتخوار خواهند شد.» (مدخل طب تجربى) اين سخن برنارد اشاره به فرض تجربى يا عينى است كه عبارت است از ظن به احتمال وقوع شىء. هر فرضى موكول به تأييد و تصديق است. اين تأييد باطل نيست مگر اينكه تجربه كذب آن را يا عقل تناقض آن را نشان دهد.
فرضيّت
فارسى/ فرضيّه
فرانسه/Hypothese
انگليسى/Hypothesis
لاتين/Hypothesis
١- فرضيه فكر يا قضيهايست كه محقق در ابتداى كار، در مورد يكى از مسائل آن را مىپذيرد.
٢- در علوم رياضى، فرضيه به اوليات، مسلمات، وضعها و تعريفاتى اطلاق مىشود كه در اثبات قضيهاى به آنها استناد مىشود. مثلا مىتوان گفت: فرض مىكنيم خط الف ب مساوى خط الف ج است. سپس از اين فرض نتيجهاى كه لازمه آن است به دست مىآيد. (رجوع كنيد به مسلّمه) ٣- در علوم تجربى فرضيه عبارت است از تفسير موقت حوادث طبيعى كه بعد از آزمايش تجربى تبديل به تفسير نهايى مىشود. فرضيه در اينجا مرحله مقدماتى قانون علمى است كه در ابتداى امر بر اساس ظن و تخمين وضع مىشود، اگر تجربه آن را تأييد كرد تبديل به قانون مىشود و اگر تكذيب كرد، فرضيه ديگرى در جاى آن قرار مىدهند. اين روش ادامه مىيابد تا شخص محقق به فرضيهاى دست يابد كه واقعيت را بطور صحيح تفسير كند. (رجوع كنيد به منطق تأليف نگارنده) ٤- از آنچه گفتيم بر مىآيد كه فرضيه به قضيهاى اطلاق مىشود كه محقق در آغاز تحقيق خود آن را مسلم مىداند تا آن را اصل قرار دهد و بتواند تعدادى قضيه را از آن استناج كند. گر چه صدق يا كذب فرضيه در آغاز معلوم نيست اما شخص محقق آن را اصل قرار مىدهد تا نتايجى را كه مىخواهد، از آن بگيرد، وقتى تجربه و آزمايش صحت نتايج مورد نظر را تأييد كرد، محقق صدق فرضيه خود را به دست آورده است.
٥- ما معتقد هستيم كه اصطلاح فرضيات را مىتوان بر مظنونات اطلاق كرد. مظنونات آرائى است كه تصديق مىشود نه بطور قطعى بلكه بطورى كه هميشه امكان بطلان آنها وجود دارد، اما ذهن مايل آنهاست. (ابن سينا نجات) در مورد اين قضايا بطور كلى مىتوان گفت: فرضيات، مقدماتى است كه خودبخود اثبات شده نيستند اما محقق صدق آنها را فرض مىكند، وقتى در علم مورد نظر يا در پايان كار صدق آنها اثبات شد، اين قضايا تبديل به حقايق مسلّم خواهد شد.
٦- فرضيات قابل تحقيق نزد استوالد قضايائى است كه علم در وضعيت موجود امكان تحقيق آنها را دارد، بر خلاف فرضياتى كه با وسايل موجود نمىتوان صدق آنها را تحقيق كرد. ولى چون مىدانيم كه علم هميشه رو به پيشرفت است، مىدانيم كه آنچه اكنون تحقيق آن ممكن نيست در آينده ممكن خواهد بود. زيرا پيشرفت علم را حد و نهايتى نيست.
فرق
فارسى/ اين نه آنى
فرانسه/Difference
انگليسى/Difference
لاتين/Differentia
فرق عبارت است از اختلاف شيئى با شىء ديگر در بعضى صفات، اگر چه ممكن است صفات مشترك نيز داشته باشند.
فيلسوفان قرون وسطى بين فرق عددى و فرق نوعى فرق گذاشتهاند.
فرق عددى عبارت است از اختلاف اشياء در عدد يا در كم منفصل، فرق نوعى عبارت است از اختلاف اشياء در ماهيت يا فصل. (رجوع كنيد به فصل) با اينكه بعضى فيلسوفان پنداشتهاند اختلاف اشياء در كم مستلزم اختلاف آنها در كيف يا در صفات ذاتى است، شرط احتياط آن است كه در حال حاضر با وجود دگرگونىهاى موجود در جهان علم، در هر مورد فرق كم و كيف را رعايت كنيم.
متفكران جديد، فرق را به چيزى اطلاق مىكنند كه موجب تمايز شيئى از شىء ديگر يا تصورى از تصور ديگر باشد.