فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ١٧٦ - أ
داخلى باشد و چه خارجى. در نظر بعضى ديگر، به معنى تمام تغييرات وجدانى و فكرى است. لفظ تمايلات در فلسفه اسپينوزا به معنى انفعالات جسمى است كه در عمل قدرت خود را مىافزايد يا كاهش مىدهد. دكارت معتقد است از خصوصيات انفعال اين است كه در حالت عشق، احترامى كه عاشق به معشوق مىگزارد كمتر از احترامى است كه به خود مىگزارد، و از ويژگىهاى انفعال در حالت دوستى اين است كه دوست به اندازه احترامى كه به خود قائل است به دوست خود قائل است. و در حالت عبادت خصوصيت آن، اين است كه عابد به معبود خود بيشتر احترام مىگزارد تا به خود. ريد معتقد است كه انفعالات داراى دو نوع سلبى و ايجابى است. اين تنوع معانى انفعال ايجاب مىكند كه ما معنى و مفهومى را كه از استعمال اين لفظ در ذهن مىآوريم، محدود و معين كنيم. انفعال در نظر ما عبارت است از تمام كيفيات ادراكى برآمده از تمايلات، مانند لذّتها، دردها و هيجانها. ما اين كيفيات را احوال انفعالى يا وجدانى مىناميم. (رجوع كنيد به وجدان).
پديدارهاى انفعالى: انفعالات در نظر حكما بر دو قسم است: اول كيفيات پايدار، مانند زردى طلا، دوم كيفيات ناپايدار مانند زردى چهره. پديدارهاى انفعالى، عبارت از وجدانياتى است كه توسط حواست باطن ادراك مىشود و يا پديدارهائى است كه در مقابل تمايلات و پديدارهاى عقلى و فكرى قرار دارد. تمام پديدارهاى روانى (نفسانى) منسوب به «من» [ادراككننده] است. اما بعضى از آنها تماما تابع نفس است، به نحوى كه آنها را مجرد از نفس حتى نمىتوان تصور كرد. اما بعضى ديگر، همانند اشياء خارجى، مستقل از نفس است. نوع اول را انفعالى و نوع دوم را عقلى و فكرى مىگويند. انسان مىتواند مفاهيمى از قبيل انسان و اسب را، مستقل از عقل درككننده، تصور كند، اما چيزى مانند درد را نمىتواند تصور كند، مگر نفس دردمند. وقتى يكى از آلات حس منفعل شود، از اين تأثر و انفعال، پديدارى ايجاد مىشود كه داراى دو جنبه است:
يكى از اين دو جنبه انفعالى و ديگرى عقلى و فكرى است. جنبه انفعالى عبارت است از كيفيت نفسانى يا تغيرى كه در ذهن مدرك ايجاد مىشود. اين كيفيت با ذات مدرك متفاوت، و از او قابل انفكاك نيست. بلكه ذهنى كه بوى گل را در مىيابد، خود همان بوى گل مىشود. اما جنبه عقلى و فكرى اين پديده عبارت از كيفيت محسوسى است، مستقل از ذهن مدرك كه در مقابل آن قرار دارد و ذهن مىتواند آن را مشاهده كند، همان طور كه چشم مىتواند ديدنىها را مشاهده كند. ما لفظ احساس را به جنبه انفعالى، و لفظ شهود (حدس) را به جنبه فكرى و عقلى [اين پديدار] اطلاق مىكنيم. و در گزينش الفاظ بحث و مجادلهاى نيست.
تفاوت پديدار انفعالى و انفعال محض اين است كه پديدار انفعالى توام با اجراى عملى است كه شخص مدرك، توسط آن، تأثر خود را بيان مىكند، در حالى كه تأثر محض مستلزم اجراى چنين فعلى نيست.
اصطلاح حافظه انفعالى به معنى يادآورى انفعالات سابق است. انسان گاهى دردها، ترسها، غمها، نگرانىها و آرزوهاى خود را به ياد مىآورد. و به ياد مرگ دوستانش اشك چشمش جارى مىشود. (رجوع كنيد به فرهنگ لالاند)
انكار الذّات
فارسى/ خود فراموشى
فرانسه/Abnegation
انگليسى/Abnegation
لاتين/Abnegatio
خود فراموشى عبارت است از اينكه انسان از آنچه مربوط به خودخواهى، و مورد رغبت و لذت و مالكيت است، بپرهيزد. و نيز معنى آن عبارت است از اينكه انسان يكى از تمايلات طبيعى خود و يا تمام آنچه را اختصاص به او دارد، در راه ديگران قربانى كند و يا همه را در راه يك آرمان عالى كه در پى آن است، فدا كند.
خود فراموشى از اصطلاحات صوفيان است كه زاهدان و مردان دين آن را به كار مىبرند. مثال آن قول حضرت عيسى در انجيل متى است كه گفته است: «هر كه بخواهد در پى من بيايد بايد از خويشتن خويش درگذرد و صليب خود را به دوش كشد و پيرو من باشد، زيرا هر كه بخواهد از خويشتن برهد بايد (نفس) خود را هلاك كند و هر كه نفس خود را هلاك كند، آن را روشنتر و كاملتر مىيابد، زيرا انسان را چه فايده از اينكه ديگران بهرهمند شوند و او خود زيان كند.؟» (انجيل متى)
انيّت
فارسى/ باشندگى