فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٦٨ - و
١- شىء تحصلى چيزى است كه خدا يا خلق خدا آن را بنا كرده باشند يا نهاده باشند.
لايب نيتس گويد: «حقايق عقلى بر دو قسم است:
قسمى كه حقايق ابدى ناميده مىشود و حقايق مطلق و ضرورى است. يعنى مخالفت با آنها مستلزم تناقض است.
قسم ديگر را مىتوان حقايق تحصّلى ناميد. اينها قوانينى است كه خداوند اراده كرده است به طبيعت عطا كند ... و ما آنها را يا از طريق تجربه يعنى به روش پسينى و يا از طريق عقل يعنى به روش پيشينى درك مىكنيم.» قانون تحصلى در مقابل قانون طبيعى و دين تحصلى در مقابل دين طبيعى است.
٢- شىء تحصلى شيئى است كه در جهان حس و تجربه، وجود آن متحقق باشد، گر چه ممكن است علل و قوانين طبيعى آن بر ما مجهول باشد. اگوست كنت اين لفظ را به همين معنى به كار برده است.
مقصود وى از تحصلى شىء واقعى يا بالفعل است بدون توجه به منشأ خلقت آن. تحصلى به اين معنى مترادف حقيقى و تجربى است، و در مقابل تأملى، خيالى و وهمى قرار دارد.
حالت تحصلى، در قانون حالات سهگانه در فلسفه اگوست كنت در مقابل حالت ما بعد الطبيعى و حالت الهى است. اگوست كنت گويد:
«لفظ تحصلى، دال بر حقيقى در مقابل وهمى است و اين طرز فكر موافق روح فلسفه جديد است زيرا روحيه حاكم بر فلسفه جديد اين است كه ما با اشيائى ارتباط داشته باشيم كه عقل ما قادر به درك و احاطه بر آنهاست.» گوبلو گويد: علم تحصلى نه از علل اولى اشياء بحث مىكند و نه از غايات آنها بلكه از پديدارهاى واقعى بحث مىكند و آنها را از طريق ارتباط مستقيم با يكديگر ربط مىدهد.» (در نامهاى كه به زنان نوشته است).
٣- بالاخره شىء تحصلى يعنى شىء ثابت و صادق.
مثلا اخبار تحصلى نزد بعضى، به معنى اخبار مختلف نيست بلكه اخبارى ايجابى و مطابق واقع است كه در مقابل اخبار كاذب و خيالى قرار دارد.
٤- انسان تحصلى كسى است كه مقيد به واقع، دقيق در احكام، و مشتاق ثبوت اشياء در تمام امور باشد. تحصلى به اين معنى در مقابل خيالى است.
٥- و نيز شخص تحصلى كسى است كه تابع منافع اشياء براى خود باشد و ارزش هر چيزى را از ديدگاه منافعى كه در آن وجود دارد، تعيين كند.
٦- علم تحصلى مقابل علم دستورى (Normative( است. زيرا علم تحصلى مقيد به واقعيت شىء است اما علم دستورى در پى بايستى شىء نسبت به غايت متصور آن است.
(مذهب) الوضعى
فارسى/ فلسفه تحصلى
فرانسه/Positivisme
انگليسى/Positivism
١- فلسفه تحصلى فلسفه اگوست كنت است كه معتقد است عقل انسانى قادر به شناخت طبايع ذاتى اشياء و علل اولى و غايات آنها نيست و آنچه را مىتواند انجام دهد اين است كه پديدارها و روابط بين آنها را درك كند. فكر انسان در طول تاريخ انسانيت و نيز در طول زندگى هر يك از افراد انسانى، سه مرحله را مىگذراند.
مرحله يا حالت الهى، حالت ما بعد الطبيعى، و حالت تحصلى. حالت سوم آخرين حالات تحول فكر بشرى است.
اگوست كنت گويد: «وقتى فكر انسان به اين حالت تحصلى برسد، و دريابد كه قادر به درك حقايق مطلق نيست، از بحث در مبدأ و غايت جهان و كشف علل درونى اشياء چشم مىپوشد و ملاحظه و مشاهده و استدلال را توأما، به بهترين وجه ممكن، در كشف قوانين پديدارها يعنى روابط ثابت آنها، به كار مىبرد.» (درس اول دوره فلسفه تحصلى) ٢- به بعضى آراء وابسته به فلسفه اگوست كنت نيز فلسفه تحصلى گويند. مانند نظر كسانى كه معتقدند: علم واقعى علمى است كه متكى بر واقعيت و تجربه باشد، و علوم تجربى تنها علومى است كه مىتواند انسان را به مرحله يقين برساند، و فكر انسان نمىتواند در علم و فلسفه از خطا مصون باشد مگر در توسل به تجربه و پرهيز از هر گونه پيش داورى، و حقيقت اشياء را نمىتوان درك كرد، و فكر فقط مىتواند روابط و قوانين پديدارها را درك كند. اينها عقايدى است كه مورد قبول جان استوارت ميل، اميل ليتره، اسپنسر، رنان و تين است گر چه اينان در بسيارى از اصول تفكر با اگوست كنت مخالفت كردهاند.
٣- به بعضى نظرياتى كه از هر جهت با نظريه اگوست كنت متفاوت است، لفظ تحصلى اطلاق مىشود. مانند نظريه لوروا در تحصلى جديد و نظريه ويبر در تحصلى مطلق.