فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦٣٤ - ن
نظر
فارسى/ نگرش
فرانسه/Speculation
انگليسى/Speculation
لاتين/Speculation
نگرش به معنى فكرى است كه در پى شناخت ذات اشياء است نه فكرى كه منشأ فعل و عمل است. دكارت گويد: «زيرا برايم معلوم شده بود كه در استدلالهايى كه هر كس براى اثبات امور مورد نظر خود مىآورد، و استدلالهايى كه اگر در آن خطا كرده باشم، به زودى نتايج آن معلوم مىشود، حقيقت بيشترى را مىتوانم بيابم تا استدلالهايى كه كسى كه به روش خود مىرود، مرا توسط آنها به نظرياتى هدايت مىكند كه هيچ سود و نتيجهاى ندارد، جز اينكه صاحب اين استدلالها به مقدارى كه از عرف عام دور افتاده، گرفتار غرور شده است.» (رساله گفتار در روش) «نظر» را هر كس بر مذاق خود تعريف كرده است. اهل تعليم و تربيت مىگويند: نظر عبارت است از ترتيب امور معلوم براى دست يافتن بر امور مجهول، رازى گويد:
نظر عبارت است از ترتيب تصديقات به نحوى كه توسط آنها بتوان به تصديقات ديگرى دست يافت. بعضى گفتهاند:
نظر عبارت است از بحث كه اعم از قياس است. (كليات ابو البقاء) بعضى ديگر گفتهاند نظر تقسيم مىشود به صحيح و فاسد. نظر صحيح انسان را به مطلوب مىرساند و نظر فاسد انسان را به مطلوب نمىرساند. بعضى معتقدند: نظر و فكر اختصاص به معقولات صرف دارند و در غير معقولات جارى نمىشوند. (كشاف تهانوى) بعضى ديگر گفتهاند: نظر و فكر در غير معقولات نيز به كار مىروند.
خلاصه نظر مانند فكر فعلى است كه از نفس صادر مىشود تا مجهولى را از معلومات به دست آورد، و مجهول نمىتواند از هر معلومى به هر صورت كه باشد، به دست آيد بلكه به معلومات متناسب و ترتيب معين بين آنها و صورت خاصى كه به موجب اين ترتيب عارض آنها شده باشد، نياز است.
نظر العقلى
فارسى/ تفكّر
فرانسه/Reflexion
انگليسى/Reflection
لاتين/Reflexio
١- تفكر عبارت است از نظر كردن در معقولات و بازگشت فكر به خويشتن براى نظر كردن در اعمال ذاتى خود و يا براى كشف اصولى كه مقوّم و مفسّر اين اعمال است.
اين واژه مترادف تأمل، دقت، رويت و فكر است. مثل اين سخن لايب نيتس كه گفته است: «تفكر ما چيزى جز دقت در آنچه در درون ما جريان دارد نيست» و اين سخن جوفروى (Jouffroy( كه گفته است: «روانشناسى فرزند تفكر است، چنانكه علوم ديگر نتيجه دقت است.» و اين سخن جان لاك كه گفته است: تمام اجزاء معرفت ناشى از احساس است كه توسط آن صفات اجسام را در مىيابيم، و يا ناشى از تفكر است كه توسط آن احوال مختلف نفس را در مىيابيم.
٢- تفكر خصوصا عبارت است از دقت كردن در يكى از موضوعات فكر، و يا عبارت است از توقيف انتقادى حكم.
اين دقت و انتقاد يا براى تحليل دقيق يكى از پديدارهاست و يا براى شناخت برترين علت آنهاست و يا براى سنجش نتايج بعضى افعال و محاسبه خوبىها و بدىهاى آنهاست.
٣- تفكر نزد كانت عبارت است از درك رابطه بعضى از تصورات ما با سرچشمههاى مختلف معرفت. تفكر استعلايى يا تفكر برتر به اصطلاح كانت يكى از افعال عقل است كه در مورد تشابه و ارتباط بسيارى از تصورات و اينكه آيا مىتوان تصورات را به فعل محض ذهن يا به شهود حسى تأويل كرد، تحقيق مىكند.
اين قوه، توليدكننده تصورات نظرى از قبيل وحدت، كثرت، موافقت، عدم موافقت، داخلى، خارجى، ماده، صورت و ... است.
نظرى (١)
فارسى/ نظرى
فرانسه/Discursif
انگليسى/Discursive