فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٨٧ - م
موجهه باشد. مثالهاى اين قياسهاى مركب به شرح زير است:
قانون الهى امر به بزرگداشت خلفا داده است مأمون خليفه است.
پس قانون الهى امر به بزرگداشت مأمون داده است.
٢- اگر مركب به معنى اسم باشد به دو معنى به كار مىرود.
اول شىء مركب داراى نظم مادى يا نظم منطقى كه مركب از اجزاء متمايزى است كه روابط معينى نظم آنها را تعيين مىكند.
دوم مركب در اصطلاح روانكاوى به معنى عقده روانى است.
٣- عدد مركب (عدد مختلط) در اصطلاح رياضىدانان عددى است كه ريشه دوم يك عدد منفى باشد، خواه عدد صحيح و خواه عدد كسرى باشد مثل: ى ١-
مركزية الانسان
فارسى/ انسان مركزى
فرانسه/A nthropocentrisme
انگليسى/Anthropocentrism
انسان مركزى نظريهايست كه انسان را مركز جهان قرار مىدهد و خير و سعادت انسان را غايت تمام اشياء مىداند.
انسان مركزىگرا، كسى است كه متمايل به اين مذهب باشد.
مزاج
فارسى/ آميزه
فرانسه/Temperament
انگليسى/Temper
لاتين/Temperamentum
١- مزاج شىء عبارت است از نحوه تركيب و آميزش آن و به معنى درهم شدن اجزاء شىء با يكديگر است. گفتهاند:
«مزاج كيفيت متشابهى است كه از تأثير و تأثر عناصر متنافر، براى اجزاء مماس با يكديگر، به وجود مىآيد، به نحوى كه هر يك از آن عناصر كيفيت عنصر ديگر را تغيير مىدهد» (تعريفات جرجانى) بهترين مزاجها مزاج معتدلى است كه عناصر آن در كم و كيف مساوى يكديگر باشند، به نحوى كه از تركيب آنها كيفيتى به وجود آيد كه مايل به انحراف از حد اعتدال نباشد. ابن سينا گويد: «بنگر به حكمت صانع كه اصولى را بنا كرد و آفريد، سپس از آنها مزاجهاى پراكندهاى به وجود آورد، و هر مزاجى را براى نوعى قرار داد، و خارج شدن مزاج از حد اعتدال را، خارج شدن نوع از كمال خود قرار داد، و مزاج انسان را نزديكترين مزاجها به حد اعتدال قرار داد، تا نفس ناطقه خود را به حد كمال برساند.
٢- در اصطلاح قدما، مزاج بدن عبارت است از تركيب صفرا و سودا و بلغم و دم و كيفيات متناسب با هر يك از اين عناصر. (كليات ابو البقاء) به اين جهت مزاجهاى چهارگانه نزد آنان عبارت است از: صفراوى سوداوى، بلغمى و دموى.
٣- متفكران جديد در اين مورد با قدما موافقاند كه مزاج عبارت است از مجموع استعدادهاى اندامى كه موجب امتياز افراد از يكديگر مىشود. اما در تعداد و عنوان مزاجها با قدما مخالفاند. و عوامل اساسى مؤثر در رشد و تكامل مزاجها را عبارت از غدههاى بسته از قبيل غده تيروئيد و غده فوق كليوى و غدد ديگر مىدانند. گاهى عنوان مزاج را مجازا به استعدادهاى نفسانيى اطلاق مىكنند كه موجب امتياز فرد از افراد ديگر است. در اين مورد گفتهاند: سخت مزاج، بهتر است استعدادهاى نفسانى اكتسابى و موروثى را طبع بناميم نه مزاج. (رجوع كنيد به طبع).
مسّ
فارسى/ وسواس
فرانسه/Obsession
انگليسى/Obsession
لاتين/Obsessio
وسواس عبارت است از يك مفهوم توأم با انفعالات دردناك كه تماما مفاهيم و تصورات ذهن را به خود جذب مىكند و حدود و قلمرو شعور انسان را فرا مىگيرد به نحوى كه انسان فقط مىتواند به نحو موقت از چنگ آن خلاص شود.