فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٤١ - ك
٤- كيفيت مقابل كميت است. زيرا كميت مستقيما قابل اندازهگيرى است اما كيفيت چنين نيست، و نيز كيفيت مقابل اضافه است زيرا كيفيت داخل در طبيعت شىء است اما اضافه خارج از طبيعت آن است.
٥- كيفيت به معنى اخص، به پديدارهاى ادراك حسى كه تحديد هندسى و مكانيكى نمىپذيرد، اطلاق مىشود.
زيرا كيفيات ناشى از انطباعات اوليه متعلق به حركات سريع و ساخت دقيق است كه ذهن متكى بر آنهاست.
برگسن گويد: «بايد يك نظر بنيادى به جهان افكنيم تا كيفيات، و نه اجسام آن را، تميز دهيم. مىبينيم كه رنگ در پى رنگ، صدا در پى صدا و مقاومت در پى مقاومت است. و مىيابيم كه هر يك از اين كيفيات به حالت خود باقى مىماند تا اينكه كيفيت ديگرى جاى آن را بگيرد. با وجود اين هر يك از اين كيفيات قابل تحليل به تعدادى حركات اوليه است.» (تطوّر خلاق).
٦- كيفيات اوليه و كيفيات ثانويه: كيفيات اوليه، نزد متفكران قرون وسطى عبارت است از گرما، سرما، خشكى و ترى. اما كيفيات ثانويه كيفياتى است كه از كيفيات اوليه به وجود مىآيد.
در نظر متفكران جديد، كيفيات اوليه عبارت است از خواص هندسى و مكانيكى كه اجسام متصف به آنهاست، از قبيل سفتى، امتداد، شكل، عدد، حركت و سكون، اما كيفيات ثانويه عبارت است از محسوساتى كه در جسم احساس مىشود، مثل رنگ، صدا، مزه، بو، گرما و سرما.
كيفيات اوليه از مادّه جداشدنى نيست و كيفيات اصلى ناميده مىشود زيرا آنچه ادراك مىشود عين وجود آنهاست و وجود آنها مستقل از ذهن مدرك است و ادراك آنها عينى و خارجى است. در حالى كه كيفيات ثانويه، از اشياء مادى جداشدنى است و وجود آنها در ماده غير از وجود آنها در اذهان است زيرا تحت تأثير حالات شخص مدرك قرار دارند. بنا بر اين ادراك آنها يك امر درونى است.
٧- در منطق، كيفيت يك خاصيت صورى است كه قضايا، از اين جهت كه يا سالبه است يا موجبه، متصف به آن است.
٨- كيفى منسوب به كيف است و در مقابل كمى قرار دارد، و مقصود از آن، چيزى است كه نتوان آن را توسط كمياب و روابط دقيق تعيينكننده بيان كرد. بنا بر اين تحقيق كيفى يك منحنى، مبتنى بر وصف صورت مادى آن است، بر خلاف تحقيق كمى كه خواص آن را تحليل مىكند و آن را با قالب و فرمول رياضى بيان مىكند. در تحقيقات علمى، روش كيفى محدود است به تعريف و توصيف و طبقه بندى.
اما روش كمى مبتنى بر اندازهگيرى است، تا بتواند قوانين را توسط معادلات بيان كند.
٩- كيفيات خفيه، كيفياتى است كه نمىتوان آنها را توسط عوامل طبيعى شناخته شده، تفسير كرد.
كيمياء
فارسى/ شيمى
فرانسه/Chimie
انگليسى/Chemistry
شيمى علمى است كه در آن از خواص اجسام و تغييرات درونى آنها تحت تأثير عوامل طبيعى، بحث مىشود. شيمى- فيزيكى علمى است كه در آن قوانين فيزيك با خواص و تغييرات اجسام منطبق مىشود. شيميائى منسوب به شيمى است. شيمى دان كسى است كه متخصص در علم شيمى يا متخصص در كاربرد قوانين شيمى است.
كيمياى سعادت عبارت است از: «پاكيزه كردن جان با دورى گزيدن از بدىها و صافى كردن آن از آنها و دستيابى به نيكىها و آراستن جان به آنها» (تعريفات جرجانى).
كيمياء العوام عبارت است از: «عوض كردن متاع اخروى باقى با متاع بىارزش و فناپذير دنيوى». (همان كتاب).
كيمياء الخواص عبارت است از: «دل بريدن از مخلوق و دل بستن به خالق.» (همان كتاب). نظريه فيزيكو شيميائى در زيستشناسى عبارت است از قول به اينكه تمام پديدارهاى زيستى به پديدارهاى فيزيكى و شيميائى پيچيده باز مىگردد.
پايان حرف ك