فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٢٨ - ك
كه فقط قابل اعمال در تجربه است، در امور مفارق و متعالى به كار رود، موجب گمراهى خواهد شد.
همين طور است اگر حكم شود كه آنچه نزد تو صادق است در نظر كل انسانيت صادق است.
٣- كامن به معنى عمل يا علتى است كه تأثير آن منحصرا محدود به خود فاعل است، مثل شعور، عقل و اراده.
اگر تأثير اين امور محدود به خود فاعل باشد، و در خارج تغييرى به وجود نياورد، تأثير كامن ناميده مىشود.
اين معنى در مقابل فعل متعدى است كه تأثير آن به خارج سرايت مىكند، مثل سوزاندن آتش، بريدن چوب و پاشيدن آب و ... (رجوع كنيد به عالى و متعالى).
كبت
فارسى/ سركوبى
فرانسه/Refoulement
انگليسى/Repression
سركوبى از اصطلاحات جديد روانشناسى است كه مشتق ز تسكين خشم (كبت الغيظ) است. مىگويند فلانى خشم خود را در دل سركوب كرد، يعنى آن را آشكار نكرد.
در اصطلاح ما سركوبى به عمل نفسانى ناخودآگاهى اطلاق مىشود كه انسان توسط آن، بعضى از تصورات و عواطف دردناك و تمايلات حرام و غير قانونى خود را، از پيشگاه شعور خود آگاه دور مىكند تا آنها را در درون ذهن يا در ناخودآگاه پنهان كند.
اين عمل بطور غير ارادى، و در بيشتر اوقات بطور ناخودآگاه انجام مىشود. اگر اين عمل از روى علم و اراده انجام شود آن را خوددارى مىنامند نه سركوبى. مىگويند فلانى نفس خود را از سركشى باز داشت، يعنى افكار و اميال خود را زير فرمان اراده آورد و آنها را نشان نداد. پس فرق خوددارى و سركوبى اين است كه سركوبى يك عمل خود بخودى ناآگاهانه است در حالى كه خوددارى با اراده و آگاهى همراه است.
كبرى
فارسى/ كبرا
فرانسه/Majeure
انگليسى/Major )Premiss(
لاتين/Major
كبرا در قياس حملى، مقدمهايست كه حد اكبر در آن قرار دارد و در قياس شرطى يا استثنائى مقدمهايست كه متضمن شرط است.
حد اكبر در قياس حملى حدى است كه محمول نتيجه است و در مقابل حد اصغر قرار دارد.
كثرت
فارسى/ بسيارى
فرانسه/Pluralite ,multiplicite
انگليسى/Plurality ,multiplicity
لاتين/Pluralitas
كثرت در مقابل وحدت است. اين دو لفظ متقابل و متضايفاند ٣٤، زيرا هيچ يك از آنها را نمىتوان بدون مقايسه با ديگرى فهميد. دليل اين امر اين است كه معنى «واحد» با تعريف زير شناخته مىشود: واحد شيئى است كه از آن جهت كه به آن واحد گفته مىشود، قسمتپذير نيست.
تعريف كثير را هم مىتوان به اين طريق فهميد كه:
كثير شيئى است كه به وحدتهاى مختلف تقسيم شود.
«واحد عددى، يا به نحوى است كه كثرت بالفعل در آن هست كه در اين صورت واحد تركيبى و جمعى است، و يا كثرت در آن نيست» (ابن سينا نجات) «و كثير مطلقا كثير است و عددى است كه مقابل واحد است.» (همان جا) پس كثرت صفت شىء مركبى است كه شامل واحدهاى مختلف باشد. اگر اين واحدها قابل شمارش باشد، كثرت متناهى است، و اگر واحدها قابل شمارش نباشد، كثرت غير متناهى است.
اصالت كثرت يا چند گوهرى (Pluralisme(
عبارت است از قول به اينكه موجودات جهان، اعراض و ظواهر يك حقيقت واحد نيستند.
بلكه هر كدام يك جوهر واحد مستقل است و هر كدام