فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٤٦ - ط
تخلف.
دال- روش بقايا.
ه- روش تغييرات متلازم يا تلازم در تغيير. (رجوع كنيد به تغيير).
٥- روشهاى تحقيق يا روششناسى (Methodologie(
يكى از شعبههاى منطق است كه به تحقيق در روشهاى عامّ از قبيل تحليل، تركيب، استقراء، استنتاج، شهود، استدلال و امثال آن، و تحقيق در روشهاى خاص يكى از علوم مختلف مانند روش علوم رياضى، علوم تجربى، علوم اجتماعى و غيره مىپردازد.
٦- طريقه به معنى اخلاق و مذهب است، و گفتهاند كه سيره مخصوص سالكان راه خداست كه عبارت است از پيمودن منازل و بالا رفتن در مقامات. (تعريفات جرجانى).
طفل
فارسى/ كودك
فرانسه/Enfant
انگليسى/child
لاتين/Infans
طفل در لغت به معنى كوچك هر چيزى است. مثلا مىگويند: فلانى در اطفال نيازهاى مىكوشد، يعنى در نيازهاى كوچك. اين لفظ اصلا براى مذكر است اما در مذكر و مؤنث و جمع مساوى است. در علوم تربيتى به دختر يا پسرى كه به سن بلوغ نرسيده است، طفل مىگويند. و يا به فرزند تا وقتى كه شاداب و لطيف است، طفل مىگويند. و نيز به هر كس تا وقتى كه جسما و روحا در رشد و نمو است طفل گفته مىشود.
كودكان داراى مراحل مختلف رشد و صفات مختلف هستند. بعضى از آنها پيش رس، بعضى قانونشكن، بعضى آگاه، بعضى كودن و گوشهگير، بعضى باهوش، بعضى كم هوش، بعضى متعادل، بعضى استثنائى، بعضى اجتماعى و بعضى غير اجتماعى و ... هستند.
كودكشناسى (Pedologie( علمى است كه كودكان را از جهت اينكه موجودات رشدكننده و صاحب افعال هستند كه اين افعال را قوانين زيستشناسى، روانشناسى و جامعهشناسى ضبط مىكند، مورد بررسى قرار مىدهد. فرق كودكشناسى و تعليم و تربتى (Pedagogie( اين است كه كودكشناسى دانشى نظرى است و تعليم و تربيت يك علم عملى است كه منطبق است با قوانين و روشهائى كه كودك را به كمال خاص خود مىرساند.
روانشناسى كودك يكى از شاخههاى روانشناسى است كه رفتار كودك و دگرگونى احوال نفسانى او را تا سن بلوغ مورد تحقيق قرار مىدهد.
روانشناسى نوجوانان در رفتار نوجوانان، اميال آنان، رشد جسمى و عقلى آنان خلق و خو و انگيزههاى بزه و تخلفات آنان و چگونگى انس گرفتن آنان با شرايط زندگى اجتماعى، بحث مىكند.
طفوليت يعنى حالت كودكى و طفوليت يعنى رشد و بقاى صفات نفسانى و جسمانى كودك به همان حالت كودكى.
اين حالت ناشى از توقف رشد جسمانى و نفسانى كودك است، تحت تأثير انگيزههاى ناشى از غدههاى بسته مثل غده تيروئيد و غدههاى ديگر.
طمأنينة
فارسى/ آرامش
فرانسه/Quietude
انگليسى/Quietude
لاتين/Quietudo
طمأنينه به معنى سكون، ثبوت، استقرار، اعتماد و راحت است، و در مقابل قلق و اضطراب قرار دارد.
نفس مطمئنه نفسى است كه راضى و خشنود و خالى از هم و غم باشد.
مذهب طمأنينه و اطمينان، مذهب مولينوس (Molinos( و گويان (Mme Guyon( است كه فن لون نيز آن را در كتاب خود به نام اندرزهاى قديسان آورده است.
محتواى اين مذهب اين است كه عشق پاك انسان را با راحتى به خدا مىرساند و در نفس انسان سلامت مطلقى ايجاد مىكند كه او را از عبادات بىنياز مىكند. هر مذهبى كه كمال روحى را نتيجه تفكر ناب مستقل از عمل بداند، مذهب اطمينان است و هر چيزى كه نفس انسان را به اعتماد و رضا و راحت و استقرار برساند، چيز مطمئنى است.