فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٢٠ - ص
دمنه.) پس دوستى يكى از فضايل است و نزد ارسطو داراى سه درجه است:
١- دوستى مبتنى بر لذت.
٢- دوستى مبتنى بر منفعت.
٣- دوستى مبتنى بر خير.
نوع سوم، دوستى حقيقى و خالى از غرض است. (رجوع كنيد به كتاب دوستى تاليف سيسرو و كتاب صديق و صداقت تاليف ابو حيان توحيدى).
صدق
فارسى/ راستى
فرانسه/Veracite
انگليسى/Veracity ,Truthfulness
لاتين/Veracitas
صدق در مقابل كذب است و عبارت است از مطابقت كلام با واقع بر حسب اعتقاد گوينده معنى اين سخن اين است كه صدق خبر مشروط به دو شرط است: يكى مطابقت آن با واقع ديگر مطابقت آن با اعتقاد گوينده پس اگر كلام مطابق واقع باشد اما مطابق اعتقاد گوينده نباشد يا مطابق اعتقاد گوينده باشد و مطابق واقع نباشد، صدق آن تمام نخواهد بود. پس صدق تام عبارت است از مطابقت با واقع و اعتقاد گوينده، توأما. اگر يكى از اين دو شرط متحقق نباشد، كلام داراى صدق كامل نيست.
صدق در گفتار به معنى دورى از كذب است و صدق در كردار به معنى اجراى عمل و عدم انصراف پيش از اجراى آن است. صدق در نيت به معنى عزم و ثبات است تا اينكه نيت به فعل منتهى شود. صدق در حافظه به معنى قدرت نگهدارى آن است. صادق صفت كسى است كه جز حق نمىگويد، يا صفت قوه عقليى است كه مورد اعتماد است، يا صفت گفتار مطابق با واقع است.
در تركيب «نبى صادق» نبى موصوف به صدق است به قصد مدح نه به قصد تخصيص، زيرا نبى غير صادق وجود ندارد. ابن سينا گويد: «به آنچه اعتقاد به وجود آن صادق باشد، همچنين حق گفته مىشود.» اگر خداوند به صدق توصيف شود، چنانكه در فلسفه دكارت آمده است، دال بر اين است كه او بندگان خود را گمراه نمىكند و ضامن مطابقت تصورات ما با اشياء خارجى است.
صدقه
فارسى/ صدقه
فرانسه/Aumone
انگليسى/Alms
لاتين/Eleemosyna
صدقه عبارت است از بخشش همراه با محبت كه مقصود از آن ثواب بردن از جانب خداوند است نه جلب كرم او و صدقه اعم از زكات است.
صدور
فارسى/ برآمدن
فرانسه/Procession
انگليسى/Procession
لاتين/Processio
صدور به معنى واقع شدن، تقرر يافتن، و ناشى شدن از چيزى است.
در فلسفه نو افلاطونى، مقصود از صدور، فيض هستى از واحد يا از خير است. زيرا در نظر آنان، واحد ابتدا عقل را، سپس نفس را و جهان و موجودات فردى را به ترتيب ايجاد مىكند. در نجات ابن سينا فصلى تحت عنوان صدور اشياء از مدبر اول، وجود دارد و نيز در اين كتاب اشاره شده است كه «خداوند ذاتا مانع نمىشود و اكراه ندارد از اينكه همه چيز از او صادر شود.» پس صدور به معنى فيض (Emanation( و در مقابل رجوع (Conversion(
است، يعنى رجوع و بازگشت موجودات به مبدئى كه از آن صادر شدهاند. (رجوع كنيد به فيض)
صراع
فارسى/ كشمكش- ستيز- مبارزه