فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٤٠٥ - ش
شتات المعرفة
فارسى/ پراكنده دانش
فرانسه/Polymathie
اين اصطلاح به كسى اطلاق مىشود كه داراى دانش گسترده اما پراكنده و بىنظم باشد. چنين آدمى همه چيز مىداند اما شناخت او شناخت منسجم و متحد نيست.
كسى كه دانش او متصف به چنين صفتى باشد دانشمند واقعى نيست زيرا اصل دانش اين است كه مانند ساختمان استوار اجزاء آن يكديگر را محكم كنند.
شجاعت
فارسى/ دليرى
فرانسه/Courage
انگليسى/Courage
لاتين/Virtus ,Fortitudo
لفظ «Courage مشتق از لفظ لاتين «Cor است. اين لغت به معنى قلب است. شجاعت در لغت به معنى جرأت، اقدام و پردلى هنگام ترس است. شجاع كسى است كه بدون ترس پا در خطر گذارد و بر دردها صابر باشد و شكوه نكند.
در فلسفه افلاطون شجاعت يكى از فضايل اصلى است.
فضايل اصلى عبارت است از حكمت، شجاعت، عفت و عدالت. شجاعت، فضيلت قوه غضبيه است كه بعد از حكمت در مرتبه دوم قرار دارد و چنانكه ارسطو گفته است، حد وسط بين ترس و بىباكى است.
درخت فرفوريوس درخت فرفوريوس عبارت است از طبقه بندى درخت مانند تصورات كه ارتباط بين آنها را نشان مىدهد. منطقيان قديم اين درخت را به اشكال مختلف رسم كردهاند كه شكل زير يكى از آنهاست:
غير جسمانى/ جوهر/ جسمانى غير زنده/ جسم/ زنده غير حساس/ جسم زنده/ حساس غير ناطق/ حيوان/ ناطق غير فانى/ حيوان ناطق/ فانى افلاطون/ انسان سقراط
شخص
فارسى/ شخص
فرانسه/Personne
انگليسى/Person
لاتين/Persona
شخص در لغت به معنى هر جسمى است كه ارتفاع و ظهور داشته باشد و مقصود از آن ذات مخصوص و حقيقت معينى است كه فى نفسه از ديگران متمايز باشد. در عرف قدما