فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٥٠ - د
ايجابى در تعارضات عقل، كه متضمن تصديق به وجود نهايت و پايان در تمام مسائل است [يعنى بر نهاد هر مسالهاى اين است كه عقل آن مساله را محدود و متناهى مىيابد] اين حد اولين مرحله از مراحل هستى است كه بعد از تعداد محدودى از حدود متوسط، وقتى عقل به اين مرحله رسيد، تحقيق و پژوهش متوقف مىشود. ( [نهايت مسائل] مانند آغاز در زمان و عنصر بسيط در اشياء و فعل اراده آزاد و هستى واجب الوجود) در فلسفه هگل، برنهاد عبارت است از طرف اول در يك مجموعه مركب از سه طرف يا سه قضيه. اطراف سهگانه عبارت است از: برنهاد (These( برابر نهاد (Antithese(
و هم نهاد (Synthese(. اگر لفظ تز به رسالهاى كه دانشجوئى آن را براى كسب يكى از درجات تحصيلى دانشگاهى مطرح كرده است، اطلاق شود، آن را پاياننامه (اطروحه) گويند.
در اين رسالهها معمولا مسألهاى را مورد بحث و تحليل قرار مىدهند.
دقيق و دقت
فارسى/ فشردگى
فرانسه/Precis ,Precision
انگليسى/Precise ,Precision
لاتين/Praecisus ,praecisio
دقت به معنى كوچك شدن، پست شدن، حقير شدن، پيچيده شدن و پنهان شدن معنى چيزى است، به نحوى كه جز افراد هوشيار، ديگران آن را درك نمىكنند. دقيق در مقابل غليظ است. دقيق شدن در حساب به معنى استعمال دقت و بذل توجه است.
لفظ دقيق به چيزى اطلاق مىشود كه داراى صفت دقت باشد، و آن معنائى است كه شمول و مفهوم آن، با صراحت و وضوح معيّن و محدود شده باشد. چنين معنائى در مقابل غامض و مبهم قرار دارد و مترادف محكم، صحيح و مضبوط است. (رجوع كنيد به لفظ مضبوط) بين دقيق و صحيح فرق گذاشتهاند. در اين مورد گفتهاند: صحيح چيزى است كه هم مطابق معقول باشد و هم مطابق محسوس، بنا بر اين در صحّت تمام است. در حالى كه دقيق ممكن است محكم باشد اما صحيح نباشد. چنانكه دقت خبر نمىتواند دليل صحت آن باشد، و خبر مبهم غامض، ممكن است صحيح باشد اما دقيق نباشد. چه بسا مردم فريفته دقت خبر مىشوند و آن را صحيح مىپندارند. در حالى كه دقت خبر فقط مىتواند دال بر وسعت خيال راوى آن باشد.
گوبلو معتقد است كه دقيق و صحيح فرق ديگرى هم دارند، و آن اينكه اگر اين دو مفهوم را بر مقادير اطلاق كنيم، صحيح مفهومى است تمام و كامل كه زيادت و نقصان نمىپذيرد، اما دقيق برخلاف آن است. مثال صحيح در علم هندسه عبارت است از تساوى زواياى مثلث با دو قائمه و مثال دقيق در سنجش مسافات، رسيدن به بالاترين درجه تقريبى قابل ضبط است. به اين جهت است كه علوم رياضى به علوم صحيحه موسوم شده و ابزارهائى كه در فيزيك به كار مىرود به آلات دقيقه موسوم است. با وجود اين، قطعا معنى دقيق و صحيح يكى است. چنانكه در علم تاريخ مىگوييم:
تاريخ اين حادثه دقيق و صحيح و محكم است.
نيز بين تدقيق و تحقيق فرق گذاشتهاند. در اين مورد گفتهاند: تدقيق عبارت است از اثبات دليل با دليل در حالى كه تحقيق عبارت است از اثبات مسأله با دليل.
دقيق همچنين به معنى پيچيده يا دور از تخيّل يا گريزنده از ميدان فكر است.
دلالت
فارسى/ راهنمائى
فرانسه/Signification
انگليسى/Signification
لاتين/Significatio
دلالت عبارت است از اينكه از علم به چيزى، علم به چيز ديگرى لازم آيد. شىء اول را دال و دومى را مدلول مىنامند.
اگر شىء دال، لفظ باشد، دلالت لفظى است و اگر غير لفظ باشد دلالت غير لفظى است. هر يك از دلالتهاى لفظى و غير لفظى به سه قسم عقلى، وضعى و طبعى تقسيم مىشود.
دلالت عقلى چنان است كه عقل، بين دال و مدلول يك علاقه ذاتى بيابد كه به موجب آن از يكى به ديگرى منتقل شود، مثل دلالت معلول بر علت. دلالت طبيعى اين است كه عقل بين دال و مدلول يك علاقه طبيعى بيابد كه به موجب آن از يكى به ديگرى منتقل شود، مثل دلالت سرخى چهره بر شرم