فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٦٧ - ب- معنى خاص
توقع يعنى انتظار به دست آوردن چيزى. رواقيان و اپيكوريان اين اصطلاح را به معنى انتقال بىاراده و خود بخودى ذهن از ادراك جزئى به ادراك كلى اطلاق مىكنند و نيز به معنى شتاب كردن در ادراك معنى عام، بعد از تصور جزئى به كار مىبرند. بيكن اين اصطلاح را كه به معنى انتقال ذهن است ادراك تعداد محدودى از پديدارها، به تعميم سريع آن ادراك، كه نفس را از آن چارهاى نيست، به كار برده است.
در نظر كانت، توقعات ادراك به معنى آن دسته از مبادى عقل محض است كه تابع مقوله كيف است و مىتوان آنها را چنين خلاصه كرد: احساس كردن چيزى، و وجود واقعى آن چيز كه منطبق با اين احساس باشد، به يك اندازه شدت دارند.
توقف المتبادل
فارسى/ وابستگى متقابل-
فرانسه/Interdependance
انگليسى/Interdependance
متوقف بودن چيزى بر چيزى عبارت است از تابعيت يكى از ديگرى. توقف متبادل يا وابستگى متقابل اين است كه هر يك از دو شىء متكى و متوقف بر ديگرى باشد. مانند ارتباطات مبادلهاى بين دولتها كه در زمان ما به دو صورت انجام مىگيرد: اول اتكاء واقعى بعضى از دولتها به يكديگر در زمينههاى اقتصاد، سياست، بهداشت، مبادله اتباع و ساكنان و غيره. اين قبيل اتكاء، اتكاء و توقف واقعى به يكديگر است. دوم ايجاد ارتباط دولتها با يكديگر بر حسب قرار داد يا نظم اقليمى يا روابط دولتى، مثل روابطى كه بين اعضاى سازمان ملل متحدد برقرار است يا روابط و قراردادهاى جنگى و نظامى كه بين دولتهاى متحد وجود دارد يا روابطى كه بر اساس قراردادهاى سياسى، فرهنگى، اقتصادى، بهداشتى و غيره برقرار مىشود. اگر اين گونه روابط متكى بر اختيار و آزادى اراده باشد و حاكميت ملى حكومتى را نقض نكند، در اين قراردادها، موقعيت دولتها مانند موقعيت افراد است. زيرا وقتى عمل فرد منطبق با اقتضاى عقل باشد، آزادى خود را از دست نداده است. اين حكم در مورد دولتها نيز صادق است، به اين ترتيب كه اگر دولتى، بر اساس تبادل و روابط دو طرفه، بخشى از نيازهاى خود را به وسيله دولت ديگر تأمين كند، آزادى خود را از دست نداده است. معنى اين سخن اين است كه استقلال دولتها در ارتباط با يكديگر تأمين مىشود. چه خوب است اگر هدف عالى سياست دولتها، تحقق برادرى، مساوات، عدل و تعاون بين تمام ممالك موجود باشد.
تولّد
فارسى/ تولّد
فرانسه/Generation
انگليسى/Generation
لاتين/Generatio
تولد به معنى از چيزى پديد آمدن است و به معنى «از شىء چيزى جدا شود كه مثل آن باشد» (ابن سينا جامع البدائع) تولد خود بخودى به اين معنى است كه بعضى گياهان يا حيوانات از چيزى به وجود مىآيند كه ماده حيات در آن نيست. اين عقيده سابقه تاريخى دارد اما جديدا دانشمندان، آن را تولد مشكك و دو پهلو مىنامند و اصطلاح تولد خودبخودى را به كار نمىبرند.
(مذهب) توليد
فارسى/ بارآورى
فرانسه/Nativisme
انگليسى/Nativism
لاتين/Nativus
توليد و بارآورى به معنى ايجاد كردن چيزى است. در نظر معتزله، فعلى است كه توسط واسطهاى از فاعل صادر گردد و در مقابل فعل مستقيم (مباشرت) قرار دارد كه به معنى صدور فعل از فاعل است بدون واسطه.
روش توليد نزد سقراط به معنى روش مامائى است كه بدان وسيله، نفس را از آنچه فطرة در خود دارد آگاه مىكند.
وى، چنانكه خود مىگويد، هنگام ولادت افكار، رحم نفوس را مراقبت و مشاهده مىكند، چنانكه مادرش، كه ماما