فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٤٣ - ب- معنى خاص
طريقه).
تفاؤل
فارسى/ خوش
فرانسه/Optimisme
انگليسى/Optimism
لاتين/Optimus
خوشبينى در مقابل بدبينى و به فال بد گرفتن است.
وقتى در مورد فايده چيزى فكر مىكنيم، در باره آن تفاؤل مىزنيم، يعنى آن را به فال نيك مىگيريم، مثلا اگر شخص بيمارى بشنود كه ديگرى در مورد او مىگويد: اى آدم سالم، يا اگر كسى گمشدهاى داشته باشد و بشنود كه ديگرى به او مىگويد: اى يابند گمشده خويش، مىتواند بگويد اين را به فال نيك گرفتم و در ذهن خود مىپندارد كه از بيمارى رها مىشود يا گمشده خود را مىيابد.
مذهب خوشبينى قائل به اين است كه در عالم وجود، خير بر شر غلبه دارد (ابن سينا) و اين جهان بهترين جهانهاى ممكن است. (لايب نيتس) و در عالم امكان چيزى بديعتر از آنچه هست نمىتواند باشد (غزالى). هر فيلسوفى كه معتقد باشد وجود بهتر از عدم، و همه چيز اين جهان بديع آفريده شده و به بهترين وجه تركيب شده است، و در اين جهان خير و شر غلبه دارد و سعادت بيش از شقاوت است، فيلسوف خوش بين است. و خوشبينى مغاير اين قول نيست كه در جهان شر جزئى وجود دارد. زيرا نظر به كل جهان است نه به اجزاء آن. بنا بر اين خوشبينى بهتر از بدبينى است.
زيرا مردم وقتى به نعمتهاى خدا بينديشند و تحت تأثير هر انگيزه قوى يا ضعيف، به لطف او اميدوار باشند، بر خيراند، و اگر اميدواريشان به خدا غلط باشد، همان اميدوارى براى آنان خير است.
علاوه بر اين بعضى از خوشبينان در خوشبينى خود مبالغه مىكنند و وجود شر را بكلى منكراند و مىپندارند وجود تماما خير محض است و نقصى در وجود نيست. اگر به آنان بگويند در عالم شر وجود دارد، خواهند گفت اين شر امر عدمى يا عرضى است كه اگر حقيقت آن كشف شود معلوم خواهد شد كه خير از پشت حجاب آن خودنمائى مىكند.
اين خوشبينى را خوشبينى مطلق گويند.
اگر انسان اشياء را از جوانب مختلف مورد توجه قرار دهد، فكر او مايل به خوشبينى خواهد بود. انسان در مقام تحقيق در مىيابد كه در هر چيزى خيرى و شرى وجود دارد.
اما انسان كمال و جمال اشياء را بيشتر در مىيابد تا نقص و قبح آنها را، بطورى كه شادى و سرورى در خود احساس مىكند، و اين خوشبينى را خوشبينى نفسانى مىگويند.
بعضى از مردم در اثر عدم توانائى ادراك حقيقت شر و يا چون نمىتوانند در مقابل آن مقاومت كنند، از رؤيت شر در اشياء جزئى كوراند، اين نابينائى به خوشبينى كور معروف است، زيرا در آن، تسليم مقرون به جهل و رضاى مقرون به پناهندگى نهفته است.
از نشانههاى افراد خوش بين اين است كه يقينشان قوى، معرفتشان شادمان و صبرشان شديد است. اينان وجود شرّ را انكار نمىكنند اما با وجود اعتراف به وجود شر، از غلبه بر آن نااميد نيستند و از رحمت خداوند دل نمىبرند. وقتى انسان به قدرت خداوند به نيكآفرينى امور اعتقاد داشته باشد، به توانائى عقل بر درك صحيح اشياء معتقد مىشود. پس خوشبينى انسان به قدر عقل اوست. بلكه عقل پايه فضايل و سرچشمه آداب است كه حقايق را مىتوان توسط آن شناخت و خير و شر را از يكديگر تميز داد. بنا بر اين وقتى عقل انسان كامل گردد، مىتواند در نعمت دائم زندگى كند زيرا عقل انسان را به سوى خير رهنمون مىشود و خداوند به كسى عقل عطا نمىكند مگر اينكه راه نجات را به او نشان دهد. و كسى كه عقلش بر ديگر صفات او چيره نباشد، گمراه نادانىهاى خود و گرفتار رنجهاى زندگى خود خواهد بود.
تفسير
فارسى/ گزارش
فرانسه/Explication
انگليسى/Explication
لاتين/Explicatio
تفسير در اصل به معنى كشف و اظهار است. (جرجانى) به اين معنى كه در سخن پوشش و خفائى وجود داشته باشد كه بخواهند آن را برطرف كند و درون آن را بنمايند. فرق تفسير و ايضاح اين است كه تفسير اعم از ايضاح است. زيرا براى تفسير چيزى كافى است كه مرادف آن را كه اندكى شناختهتر باشد، ذكر كنند در حالى كه ايضاح چنين نيست، زيرا ايضاح نزد اهل فن اين است كه در سخن ابهام و خفائى