دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨ - يادآورى
القَطْر يُقيم الصلاة ويؤتى الزكاة
.؛ از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيدند: چه مالى بهتر است؟ فرمود: زراعتى كه صاحبش آن را كشت كند و به رشدش رساند و در زمان برداشت، زكاتش را بپردازد. بار ديگر سؤال شد: بعد از كشاورزى چه مالى بهتر است؟ فرمود:
دامپرورى كه صاحبش به دنبال گوسفندان در مراتع مناسب حركت كند و نماز را اقامه نمايد و زكات را بپردازد ...». [١]
ج. دستيابى به عدالت اقتصادى و نفى فاصله طبقاتى
از اهداف والاى فعاليتهاى توليدى، رسيدگى به محرومان و نيازمندان جامعه است. به نظر مىرسد مهمترين هدف پيشوايان دين از توليد، به همين امر برگردد.
اميرمؤمنان على عليه السلام بيشتر درآمدهاى كشاورزى و توليدى خود را براى تهيدستان و نيازمندان و بردگان جامعه هزينه مىكرد [٢]، و در بسيارى از مواقع آنها را به صورت وقف در خدمت همه قرار مىداد. [٣]
در روايتى امام على بن موسى الرضا عليه السلام از امام على بن الحسين عليه السلام نقل كرده است كه فرمود:
«ما أزرع الزرعَ لطلب الفضل فيه، وما أزرعه إلّاليناله المعتر وذو الحاجة
؛ من براى درآمدافزايى، كشاورزى نمىكنم، بلكه تنها براى كمك به تهيدستان و نيازمندان زراعت مىكنم». [٤]
«توليد» با انگيزه تأمين نيازمندىهاى ديگران و با هدف تقارب نسبى سطح زندگى طبقات مختلف اجتماع، از امتيازات اقتصاد اسلامى است كه آن را از ديگر مكاتب اقتصادى متمايز مىسازد، چرا كه در مكاتب ديگر، بهويژه مكتب سرمايهدارى، توليد تنها با هدف «كسب درآمد بيشتر» است، لذا پيروان اين مكتب اگر احساس كنند با افزايش توليد، بازار به حدّ اشباع رسيده و قيمتها در معرض سقوط قرار گرفته، ممكن است ميليونها تُن از مواد غذايى را به دريا بريزند- همانگونه كه تاكنون ريختهاند- تا مبادا كنترل بازار از دست آنان خارج گردد. اين همان چيزى است كه از منظر اسلام از بزرگترين جنايات به شمار مىآيد. شرح مطالب مربوط به اين موضوع در بخشهاى ديگرِ اين كتاب آمده است و نيازى به تكرار نيست.
يادآورى:
افزون بر مطالب گذشته، در قرآن نيز اشارات پرمعنايى به مشاغل توليدى خاصى به عنوان نعمتهاى الهى، وجود دارد كه بيانگر اهميت آنهاست، از جمله: كشاورزى [٥]، دامپرورى [٦]،
[١]. كافى، ج ٥، ص ٢٦٠.
[٢]. همان، ص ٧٤؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٥، ص ١٤٧.
[٣]. كافى، ج ٥، ص ٦٥.
[٤]. همان، ج ٦، ص ٢٢٥؛ و ر. ك: امالى طوسى، ص ٦٨٨، ح ١٤٦٠؛ بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٦٧.
[٥]. انعام، آيه ١٤١؛ يوسف، آيه ٤٧؛ يس، آيه ٣٥.
[٦]. طه، آيه ٥٤.