دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠ - الف پرورش روح و اراده
بنابراين از زندگى شخصيتى مانند اميرمؤمنان عليه السلام به دست مىآيد كه زاهد اسلامى كار و تلاش و آبادانى جامعه را فراموش نمىكند و به توسعه و رفاه زندگى ديگران مىانديشد، هر چند خودش بهره چندانى از مواهب دنيا نبرد، پس زهد اسلامى، منافاتى با كار و تلاش ندارد و زاهد اسلامى به كار و تلاش و سازندگى اهميت مىدهد و خود نيز از آن بهرهمند مىشود، ولى گاه براى دستيابى به مراتب عالىترى از كمال و يا پارهاى از شرايط اجتماعى، تلاش مىكند استفادهاش از دنيا كمتر باشد.
گفتار دوم: آثار معنوى و مادى زهد اسلامى
الف. پرورش روح و اراده
زهد و رياضت نفس، روح و اراده انسان را قوى و نيرومند مىسازد به گونهاى كه در برابر مشكلات تاب و توان فراوان از خود نشان مىدهد به همين دليل اولياءاللَّه سعى داشتند مراحل بالايى از زهد را كه نام «رياضت» مىتوان بر آن گذاشت، داشته باشند.
در يكى از نامههاى نهجالبلاغه، اميرمؤمنان على عليه السلام سخنى دارد كه خلاصهاش چنين است:
«سوگند به خدا من خويشتن را چنان رياضت مىدهم كه اگر غذاى من تنها نان و نمك باشد بتوانم به آن قناعت كنم» سپس مىافزايد: «ما نبايد مانند