دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢ - ج پرستش ثروت
ب. حرص و آز
اين صفت تا آنجا در انباشته كردن اموال تأثير دارد كه در سخنى از اميرمؤمنان عليه السلام تنها عامل ثروتاندوزى شمرده شده است، آن حضرت مىفرمايد:
«لايجمع المال الّا الحرص». [١]
حرص، انسان حريص را آرام نمىگذارد و پيوسته به جمع اموال وا مىدارد. از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده است كه اگر به آدم حريص بيابانى مملوّ از ثروت بدهند به دنبال بيابان دوم و سوم است:
«لو كان لابن آدم واد من مالٍ لابتغى إليه ثانياً ولو كان له واديان لابتغى لهما ثالثاً». [٢]
هميشه گفتهاند: انسان حريص هرگز سيرى نمىشناسد به همين دليل دائماً براى جمع كردن و اندوختن ثروت تلاش مىكند و حتّى خود نيز از آن بهره نمىگيرد. اميرمؤمنان على عليه السلام در سخن پرمعناى ديگرى مىفرمايد:
«الحريص فقير ولو ملك الدنيا بحذافيرها
؛ آدم حريص فقير است، هر چند تمام دنيا را مالك شود». [٣]
در كلام پيشگفته امام رضا عليه السلام
«حِرص غالب»
(حرص افراطى و بيش از حدّ معمولى كه سراسر وجود انسان را در سيطره خويش قرار داده) يكى ديگر از عوامل ثروتاندوزى شمرده شده است:
«لايجتمع المال إلّابخصالٍ خمس ... وحرصٍ غالب». [٤]
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تعبير عجيبى از اين رذيله اخلاقى ديده مىشود؛ آن حضرت آسيب آن را به دين انسان، به گرگ گرسنهاى تشبيه كرده كه در گله گوسفندان رها شود.
در اين حديث مىخوانيم:
«ما ذئبان جائعان أرسلا في غنم بأفسد لها من حرص المرء على المال والشرفِ لدينه
؛ دو گرگ گرسنه كه در يك گله گوسفند رها شوند فسادشان بيشتر از فساد حرص انسان به مال و مقام نسبت به دينش نيست». [٥]
ج. پرستش ثروت
حبّ افراطى به مال و ثروت و دلباختگى در برابر زرق و برق دنيا از عوامل قطعى ثروتاندوزى است.
علامه طباطبايى در ذيل آيه «وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ» [٦] از بعضى نقل مىكند كه مراد از «خير» مال است و «لام» در «لحبّ الخير» لام تعليل است و منظور آن است كه انسان به انيگزه حبّ مال به انباشته كردن ثروت مىپردازد و از انفاق آن در راه
[١]. غررالحكم، ح ٨٣١٠.
[٢]. كنز العمال، ج ٣، ص ٤٥٩، ح ٧٤٣٢؛ سنن ترمذى، ج ٥، ص ٣٧٠.
[٣]. غررالحكم، ح ٦٦٣٠.
[٤]. نورالثقلين، ج ٥، ص ٦٦٨؛ عيون الاخبار، ج ١، باب ٢٨، ح ١٣.
[٥]. كنز العمال، ج ٣، ص ٤٦٠، ح ٧٤٣٦؛ مسند احمد، ج ٣، ص ٤٥٦.
[٦]. عاديات، آيه ٨.