دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - ١ دورى از توليدات زيان آور
جامعه جلوگيرى مىكند، مطابق اين قاعده كه از قوانين مهم و حاكم بر ساير قوانين است، هر نوع اقدام ضررى، چه در مرحله وضع آن و چه در مرحله اجرا مشروعيت ندارد. مطابق اين قاعده مردم حق ندارند به يكديگر ضرر رسانند، اين قانون از هر چه موجب اضرار به مردم، محيط زيست و جامعه بشرى مىشود، جلوگيرى مىكند و به يقين شامل توليد مواد زيانآور نيز مىشود. [١]
مبارزه اسلام با توليد مشروبات الكلى، قمار و مانند آن و توليد ثروت از اين راه نيز مىتواند در همين راستا باشد و با همين منطق مىتوان توليد مواد مخدر و قرصهاى روانگردان و مانند آن را ناروا شمرد و از كشت و توليد آنها جلوگيرى كرد. قرآن در مورد زيان مشروبات و قمار مىفرمايد: «وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا». [٢]
٢. استحكام فرآوردهها
از مواردى كه اسلام به آن سفارش مىكند انجام دادن كار متقن و مستحكم است، اسلام از انجام شدن كارهاى سست و غيراستاندارد برحذر مىدارد.
قرآن مجيد بهترين الهام را در اين زمينه به ما مىدهد، زيرا با صراحت مىگويد: تمام مصنوعات خداوند در جهان هستى داراى اتقان و استحكام و نظم خاصى است. از جمله در آيه ٨٨ سوره نمل مىخوانيم: «وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِى أَتْقَنَ كُلَّ شَىْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ».
هنگامى كه خداوند قادر توانا در آفرينش جهان همه جا اتقان را به كار مىبرد، درسى به ما مىدهد كه در كارهاى خود هماهنگ با نظام جهان هستى هر كارى را با اتقان شروع كنيم و با اتقان پايان دهيم.
اين سخن از رسول خدا صلى الله عليه و آله معروف است كه فرمود:
«ولكنّ اللَّه يحبّ عبداً إذا عَمِل عملًا أحكمه
؛ خداوند دوست دارد وقتى بندهاى كارى را انجام مىدهد، آن را به استوارى و استحكام انجام دهد». [٣]
حضرت در بيان ديگر فرمود:
«إذا عَمِل أحدكم عملًا فَلْيُتْقِن
؛ هنگامى كه يكى از شما كارى را انجام مىدهد، بايد آن را با كمال دقّت و استوارى انجام دهد». [٤]
رسول خدا صلى الله عليه و آله اين سخن را هنگام ترميم قبرى بيان فرمود! هنگامى كه قبر يك انسان كه به هر حال دير يا زود، جسد داخل آن از بين مىرود، به استحكامش اينگونه توجه مىشود، يقيناً مراعات استحكام و اتقان در كارهايى كه مربوط به امور زندگى و حيات فردى اجتماعى است، بيشتر مورد توجه اسلام است.
گفتار دوم. حاكميت اخلاق در داد و ستد
در اين باره دستورات و سفارشهاى فراوانى در منابع دينى آمده است كه همه آنها حاكى از اهميّت پيوند اخلاق با اقتصاد در اسلام است. در يك دستور عام و كلّى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام مىخوانيم:
«... واستعمل في تجارتك مكارم الأخلاق، والأفعال الجميلة للدّين والدّنيا
؛ در تجارت خود اخلاق كريمانه و كارهاى زيبا براى امور دين و دنيا را به كار بند». [٥]
در موارد مشخّص نيز دستورات و روايات متعدّدى داريم كه به چند مورد در اين باره پرداخته مىشود:
١. پرهيز از فزون طلبى
امورى كه نمودهاى اين خصلت است و از آن نهى و يا نكوهش شده، از اين قرار است:
الف. غشّ و تقلّب در معاملات
«غشّ» در لغت ضد نصح (خالص بودن) به معناى ناخالصى [٦] و در اصطلاح روايات و فقها به معناى آميختن جنس مورد معامله با امورى است كه بر مشترى پنهان است؛ مانند آميختن آب با شير، يا آميختن جنس نامرغوب با جنس مرغوب و عرضه آن به قيمت مرغوب (مثل مخلوط كردن روغن
[١]. براى آگاهى از مدرك اين قاعده و مفاد آن ر. ك: القواعد الفقهية، اثر آيت اللَّه مكارم شيرازى، ج ١، قاعده لاضرر.
[٢]. بقره، آيه ٢١٩.
[٣]. وسائل الشيعه، ج ٢، ص ٨٨٤، ح ٢.
[٤]. همان، ص ٨٨٣، ح ١.
[٥]. بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ٩٩.
[٦]. لسان العرب، واژه غش.