دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١ - ٧ معنويت و اخلاق
الطلب
؛ ثمره قناعت و خوداتكايى، دوربودن از نيازمندى به ديگران است». [١]
٥. همان حضرت فرمود:
«القناعة رأس الغنى
؛ اساس و ريشه توانمندى (رشد و توسعه) قناعت و خوداتكايى است». [٢]
٧. معنويت و اخلاق
در نگرش اسلام، از شاخصهاى مهم توسعه، وجود معنويت و اخلاق در جامعه است. جامعهاى كه از جهات مادى رشد يابد ولى از اخلاق و معنويت تهى باشد، جامعهاى توسعه نايافته و عقب مانده است.
در نگاه اسلام، توسعه فراگير، شامل همه ابعاد حيات انسان از مادى و معنوى است و اصولًا ساير اهداف توسعه بايد در راستاى رسيدن به هدف عالى آن كه همان رشد و كمال معنوى است، قرار گيرد.
عناصر معنوى و اخلاقى در جامعه، همان گسترش عبوديت خدا، حركت به سمت رشد و تعالى، پرورش خصلتهاى انسانى همانند نوع دوستى، ايثار، محبت و دورى از فساد و فحشا و اسرافگرى و سودجويى و مانند آن است.
قرآن كريم آنگاه كه داستان ملكه سبا را بازگو مىكند و از نظم و كشوردارى او تمجيد مىنمايد، در عين حال به علت خورشيدپرستى، آنان را مورد انتقاد و نكوهش قرار مىدهد.
نخست مىفرمايد: «إِنِّى وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ». [٣] ولى در ادامه مىگويد: «وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ». [٤]
آنگاه سليمان عليه السلام تلاش خود را براى هدايت و راهنمايى او به سمت توحيد و خداپرستى به كار گرفت و او را از پرستش غير خداوند يگانه بازداشت: «وَصَدَّهَا مَا كَانَتْ تَّعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ». [٥]
در واقع حضرت سليمان كه خود بر جامعهاى بسيار توسعه يافته حكومت مىكرد صرف داشتن امكانات و توسعه و رفاه مادى را براى پيشرفت ملكه سبا كافى ندانست و او را به خداپرستى و توحيد ترغيب و راهنمايى نمود.
اساساً قرآن كريم شرك را خمير مايه فساد و گناه مىداند و همان را نيز سبب نابودى تمدّنها و عقبماندگى جوامع مىشمرد.
در سوره روم آيه ٤١ مىخوانيم: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ» فساد و خرابى زمين را به عملكرد مردم نسبت مىدهد و آن را بازتاب اعمال بد مردم مىداند.
آنگاه در آيه بعد (آيه ٤٢) مردم را به سير در زمين براى عبرت گرفتن از گذشتگان فرا مىخواند «قُلْ سِيرُوا فِى الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُّشْرِكِينَ».
[١]. غررالحكم، ح ٩٠٧٨.
[٢]. غررالحكم، ح ٩٠٣٠.
[٣]. نمل، آيه ٢٣.
[٤]. نمل، آيه ٢٤.
[٥]. نمل، آيه ٤٣.