دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - ٤ مال و دارايى، عاملى براى سكون نفس
صادق عليهما السلام قبل از آماده كردن نياز سالانه خود، زمين و ملكى نمىخريدند». [١]
البته اين سخن مربوط به زمانى بود كه مردم نمىتوانستند نيازهاى روزمرّه خود را در هر زمان كه بخواهند تأمين كنند و هم اكنون در بعضى از روستاها به همين صورتى كه در روايات آمده، عمل مىكنند.
جمعبندى:
تأمل در مطالب اين بخش، به ويژه در تعبيراتى چون «قوام دين»، «عون بر تقوى»، «عامل سكون نفس»، در مورد امكانات مالى و اقتصادى، بيانگر آن است كه اسلام براى فعاليتهاى اقتصادى، جايگاه ويژهاى قائل است تا جايى كه مىتوان با تكيه بر قدرت اقتصادى، ضمن تأمين آسايش فردى، به واقعيت جامعه اسلامى و دينى دست يافت، و ساختار آن را بر اساس تقوا و پرهيزكارى بنا نهاد؛ دنيا را آباد كرد و از گذر آن، سعادت اخروى را تضمين نمود.
روشن است در اين نگاه، امكانات مادى، در خدمت فرد و جامعه، جهت پرورش استعدادها و رسيدن به كمال به كار گرفته شده و امور فرهنگى، سياسى و اجتماعى جامعه نيز در پرتو اقتصاد سالم و پويا، سامان مىيابد.
گفتار سوم: وسيله يا هدف؟
از مباحث قابل طرح در اقتصاد اسلامى اين است كه با آن همه اهميتى كه اسلام براى توانمندى مالى قائل شده، در بسيارى از نصوص دينى، امكانات مالى مورد نكوهش و مذمّت قرار گرفته است، تا آنجا كه برخى دچار ترديد و سردرگمى شدهاند كه آيا اسلام، توانگرى مالى را امرى مطرود و ضدّ ارزش مىداند و يا آن را مطلوب و ممدوح مىشمارد؟
اين ترديد وسؤال از آنجا ناشى مىشود كه در متون اسلامى، از يك سو، نصوص فراوانى از مال و دارايى تعريف كردهاند و تحصيل آن را در عداد جهاد فى سبيل اللَّه خواندهاند و حتّى كشته شدن در راه حفظ آن را شهادت مىدانند. [٢] از سوى ديگر در مورد بىارزش بودن دنيا و تعبير از آن به لهو و لعب، و لزوم اجتناب از آن، تأكيد فراوان نمودهاند. اين ناهماهنگى، در روش و سيره جمعى از مسلمانان صدر اسلام نيز كم و بيش ديده مىشود.
دكتر طه حسين در كتاب معروفش الفتنة الكبرى از خليفه دوم نقل مىكند كه در اواخر عمرش مىگفت: «لو استقبلتُ من أمري ما استدبرتُ لأخذتُ فضولَ أموال الأغنياء ووزّعتها على الفقراء؛ اگر از آغاز، آخر كار را چنانكه امروز مىبينيم ديده بودم، اضافات اموال سرمايه داران را مىگرفتم و به فقرا مىدادم». [٣]
[١]. كافى، ج ٥، ص ٨٩، ح ١.
[٢]. در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «من قُتل دونَ مالهفهو شهيد» (خصال صدوق، ص ٦٠٧).
[٣]. الفتنة الكبرى، دكتر طه حسين، ج ١، ص ١٧.