دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧ - الف ضروريات
بلكه در نگاهى فراتر، در تعليمات اسلامى آمده است كه حتّى برخوردارى از لذّتهاى جسمانى و مادّى بايد زير چتر انگيزه قرب به خدا قرار گيرد تا صبغه روحانيت و معنويت پيدا كرده و مشمول پاداش الهى شود.
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در توصيه آن حضرت به ابوذر مىخوانيم:
«ليكن لك في كلّ شيء نيّة حتّى في النوم والأكل
؛ سزاوار است در انجام هر كارى حتى خواب و تغذيه، نيت شايستهاى (انگيزه الهى) داشته باشى». [١]
در برابر، مصرفهايى كه با انگيزههايى چون فخر فروشى، چشم و همچشمى، خودنمايى، تجملگرايى، شهوترانى و خوشگذرانى باشد در نگاه دين امرى ناپسند و مذموم است.
در حديثى از آن حضرت مىخوانيم كه اگر كسى در ساختمانسازى (كه يكى از مصاديق مصرف است) انگيزهاش اظهار وجود، خودنمايى و فخرفروشى باشد به عذاب شديد دوزخ گرفتار خواهد شد:
«... يبنى فضلًا على ما يكفيه استطالةً عنه على جيرانه ومباهاةً لإخوانه». [٢]
٢. گستره مصرف
نظر به تنوع نيازهاى انسان، مىتوان پيرو آن مصارف را به چند بخش تقسيم كرد:
الف. ضروريات
«مصارف ضرورى» به آن مقدار از كالا و خدمات گفته مىشود كه مصرف آنها براى حفظ سلامتى روحى و جسمى فرد و افراد تحت تكفلش ضرورت دارد.
در نگاه اسلام- چنانكه گذشت- هيچ كس نبايد از تأمين نيازهاى اساسى و حياتى چون: غذا، مسكن، پوشاك و امنيت محروم باشد. در اين مسأله پيروان مذاهب مختلف تفاوتى ندارند و چنانچه تعدادى از افراد جامعه توانايى تأمين نيازهاى خود را نداشته باشند در قدم اوّل بر متمكنان و سپس بر دولت اسلامى است كه آن سطحِ حداقلى را تأمين كند.
همچنين هزينههايى كه براى آموزش و پرورش، حفظ نظم و امنيت اجتماعى، دفاع در مقابل دشمنان، مبارزه با انواع بيمارىهاى خطرناك، ايجاد اشتغالات ضرورى، و رفع نيازهاى محرومان مىشود، از مصارف ضرورى شمرده شده و براى جامعه اجتنابناپذير است و بر حكومت اسلامى است كه به تأمين هزينههاى اينگونه امور اهتمام جدّى داشته باشد.
اميرمؤمنان على عليه السلام درباره وظايف حاكم اسلامى مىفرمايد:
«فأمّا حقُّكم عليَّ فالنصيحة لكم، وتوفيرُ فيئكم عليكم، وتعليمكم كيلا تجهَلوا وتأديبُكم كيما تعلموا
؛ اما حق شما بر من آن است كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم و بيتالمال را براى شما هزينه كنم و شما را بياموزم تا از جهالت و نادانى
[١]. مكارم الاخلاق، ص ٤٦٤؛ بحارالانوار، ج ٧٤، ص ٨٤.
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٣، ص ١٤٩، ح ٤.